تاريخ : ۱۳٩۱/٢/٢٠ | ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ | نویسنده : شیوا

حتما همه شما جوکهای رشتی و ترکی شنیده اید و کلی هم خندیده اید اما آیا در پشت این خنده ها تفکر هم کرده اید؟بعضی از این جوک ها آنقدررکیک و بی ارزشند که ارزش گفتن و شنیدن ندارند ما حق نداریم صرفا بخاطر خندیدن به شخصیت هموطنان خود توهین کنیم.چگونه به خود اجازه می دهید به هموطنان گیلانی و ترک خود توهین کنید؟به ترکها میگوئید "خر" و به مردهای رشتی می گوئید "بی بخار" آیا مطمئن هستید که صفت هایی که به هموطنان خود نسبت میدهید شایسته خود شما نیست؟عصبانیعصبانی

از قدیم گفته اند که مشت نمونه خروار است. این هموطنان ترک بودند که پس از آشوبهای ناشی از حملات اعراب و مغولها با ایجاد حکومت صفویه حیات دوباره به ایران بخشیدند نگاهی به تاریخ و تمدن ایران در دوره شاه عباس صفوی بیندازید ستارخان و باقرخان قهرمانان مشروطه را که می شناسید آیا صفت......شایسته این عزیزان است؟؟؟!!!آیا نوابغ گیلان را می شناسید؟آیا پروفسور سمیعی نابغه رشتی را که از افتخارات ایرانیان در خارج از کشور به حساب می آید را می شناسید؟از نهضت جنگل و سردار شجاع گیلان میرزا کوچک خان چه می دانید؟از دکتر محمد معین مولف فرهنگ لغت معین که دیگر حتما می دانید.

شما برای کشور خود چه خدمتی انجام داده اید که صفت های زشت و شایسته خودتان را به هموطنان خود نسبت می دهید.هرگاه مانند مردان ترک و گیلانی برای دفاع از ناموس و میهن خود گامی برداشتید آنگاه حق دارید رجزخوانی کنید.عصبانی

خطاب من به همه مرغ و خروسانی که بر علیه هموطنان گیلانی و ترک خود جوک های رکیک می گویند.دیگر قدقد و قوقولی قوقو کردن بس است.حالا که ثابت شد صفت هایی که بکار می برید شایسته خودتان است پیشنهاد می کنم در شب چهارشنبه سوری مقابل بخار سماور یا کتری قرار بگیرید و 10بار با صدای بلند بخوانید :بخار تو از من بی بخاری من از تونیشخندچشمک

رجزخوانی و قوم پرستی و تحقیر همنوع از خصوصیات ایرانیان واقعی نیست همه می دانیم که این صفات از خضوصیات مغولان و اعراب جاهلی بود.ای کاش اعراب و مغولان هیچگاه به ایران حمله نمی کردند و به زنان ایرانی تجاوز نمی کردند که حالا نسل امروز وارث صفات ناپسند اعراب جاهلی و مغولان یعنی رجزخوانی و قوم پرستی باشند کسی چه می داند شاید کسانی که چنین جوکهایی می گویند میوه گناه هستند و خودشان خبر ندارند .ایرانی که به شخصیت هموطن خود توهین نمی کند.

خندهخندهخندهحالا جرات دارید جوکهای رکیک ترکی و رشتی بگوییدشیطانشیطانشیطانهجو کلمه ای عربی است به معنی دشنام دادن و بدگفتن و زشت شمردن. هجو در میان اعراب سابقه طولانی دارد چنان که می گویند شاعری به نام خطیئه پس از آنکه تمامی مردم زمان خود را هجو گفت زبان به هجو خانواده خود گشود و در نهایت خود را نیز طی قصاید و قطعاتی هجو کردتعجببه به چه هنر شگفت انگیزی داشت.نیشخند

هجو آخرین دستاویز انسان آزرده خاطر است.چنان که در مقدمه منسوب به حکیم فردوسی خطاب به سلطان محمود غزنوی می خوانیم:

چو شاعر برنجد بگوید هجا

بماند هجا تا قیامت به جا

فروید هجو را لطیفه تهاجمی نامیده است زیرا برای حمله و دفاع بکار میرود و در عین حال بی حیاست و پرده دری می کند.

یکی از زیباترین هجویه ها -هجویه ای است که ابوالعلای گنجوی در پاسخ به بدگویی های دامادش خاقانی سروده است:

خاقانیا ! اگرچه سخن نیک دانیا

یک نکته گویمت بشنو رایگانیا

هجو کسی مکن که ز تو مه بود به سن (یعنی بزرگتر از تو باشد)

شاید تو را پدر بود و تو ندانیا !نیشخند

هجو در لغت به معنای نکوهیدن -تمسخرکردن عیبها-سخن بیهوده و پوچ است در اصطلاح عبارت است از تمسخر گرفتن عیبها و نقصها به منظور تحقیر و تنبیه از روی غرض ورزی شخصی گاهی نیز ب سرحد دشنام گویی می انجامد هجو ضد مدح است.

هزل به فتح اول و سکون دوم در لغت به معنای مزاح کردن بیهوده -لاف و سخن بیهوده است و در اصطلاح ادب شعر یا متنی است که در آن کسی را ذم گویند و به او نسبت های ناروا دهند.

هزل در اصطلاح شوخی رکیک به منظور تفریح و نشاط در سطح محدود و خصوصی است. هزل ضد جد است گاهی هزل -نوشتن و گفتن سخنانی است که معمولا شرم آوراست و در آن از اندامهای جنسی زن و مرد یاد شده است.

فکاهی چیست؟ اگر هزل به دور از زشت گویی بیان شود و تنها هدفش خنداندن مخاطب باشد به فکاهی بدل می شود فکاهی صورت تکامل یافته هزل است ولی در سطحی عمومی که در همه جا قابل استفاده است.برخی فکاهی را معادل مزاح بکار برده اند.

طنز واژه ای عربی است به معنای مسخره کردن -طعنه زدن -عیب کردن و به استهزا از کسی سخن گفتن است معادل انگلیسی طنزsatireاست که از saturaبه معنای غذای کامل گرفته شده است.

عبید زاکانی پدر هنر طنز در ادبیات فارسی ایران است.

جوک و لطیفه را طنز شفاهی نیز می نامند .حال این طنز شفاهی اگر رکیک و خارج از عفت کلام و توهین به شخصیت فرد باشد دیگر جوک و لطیفه نیست هزل و هجو است.فرق اساسی هجو و هزل با طنز در مقام تشبیه این است که طنز مانند چاقوی جراحی و هجو و هزل به مثابه چاقوی آدم کشی می باشند.

پی نوشت1.البته عزیزان-منظورم از اعراب در این پست اعراب جاهلیت می باشند نه هموطنان عرب زبان عزیزم

پی نوشت 2.حالا که هجو و هزل مانند چاقوی آدم کشی هستند و رجزخوانی و قوم پرستی صفت اعرابند کسانی که میخواهند لقب میوه گناه به ایشان داده نشود به نفعشان است که از جوکهای رکیک ترکی و رشتی دست بردارند چون در این صورت بدترین توهین را به خودشان کرده اند هیچ توهینی بدتر از میوه گناه نیست.نیشخند

پی نوشت 3:متاسفانه ما در ایران مشکلی به نام فقر فرهنگی داریم در جامعه شناسی آمده است:کوچکترین واحد اجتماعی -خانواده است سپس شهر و استان و کشور هستند که جامعه را تشکیل می دهند(نتیجه:مردم یک کشور همه اعضای یک خانواده اند)حال مخاطبین عزیز- مگر ممکن است شخصی به خانواده خودش توهین و تحقیر کند؟؟؟؟؟؟؟؟البته که نه چون اگر چنین باشد از اعضای آن خانواده نیست بلکه میوه گناه است.حال که همه ما ایرانیان اعضای یک خانواده هستیم پس هر کس با جوکهای قومی خانواده خودش را تحقیر و توهین کند پس  ایرانی نیست.چون اگر در یک خانواده پدر یا هرکس دزد هم باشد به او نمی خندند

من حندیدن و شادی را دوست دارم ولی توهین و تحقیر را نمی پسندم بهتر است با هم بخندیم نه به هم-اون عربهای جاهلی بودند که همدیگه رو تحقیر می کردند نه ما که ادعای فرهنگ داریم  آدم عاقل و سالم هیچوقت نه خانواده خود ونه مردم کشورش را که جزو خانواده او هستند تحقیر و توهین نمی کند در تعریف بیماری سادیسم آمده است:کسانی که از تحقیر و آزار دیگران لذت می برند سادیسم دارند- بنابراین افرادی هم که جوکهای قومیتی می گویند و به دیگران توهین کرده و می خندند علاوه بر میوه گناه بودن بیماری سادیسم هم دارند.انسانهای سادیسمی و روانی از اذیت و آزار و تحقیر دیگران لذت می برند.



  • پاپو مارکت | بک لینک