اوشو کیست؟!اوشو عارف بزرگ هندی که بیش از هزاران کتاب و مقاله نوشته بود و پیروان بسیاری هم در دنیا دارد برای انسانهای بسیاری بت است ولی همین انسان عارف 93 دستگاه اتومبیل رولز رویس در کلکسیون خود داشتنیشخندعزیزان باور کنید قوه عقل جزو دکوراسیون بدن نیست بیائید قدری از این نیرو هم استفاده کنیم!یک عارف چه نیازی به مادیات دارد؟!چرا اینهمه؟چرا فقط یکی نه؟!چه بسا انسانهایی هستند که حتی به نان شب خود نیز محتاجند

اشو می‏گوید انسان معنوی کسی است که از فزون‏طلبی رهیده و آرامش را به تمام معنا تجربه کرده است. ولی مدیر برنامه‏هایش می‏گفت اشو  نود دستگاه ماشین رولز-رویس(شرکت انگلیسی که تولید کننده خودروهای لوکس است و بعدا با بی.ام.و ادغام شد) با روکش طلا دارد و چون این مدل ماشین را زیاد دوست دارد، تلاش داریم تعداد ماشین‏های او را به تعداد روزهای سال(365 دستگاه) برسانیم که برای او دل‌زدگی نیاورد.تعجب وی در بعضی از مصاحبه‏هایش می‏گفت: من نود ماشین دارم. (مستندی در این باب وجود دارد که حاوی مصاحبۀ اشو است. وی در این مصاحبه وجود این تعداد ماشین را با افتخار تأیید می‌کند).
 
به‌راستی کسی که ادعا می‏کند آرامش را کاملاً تجربه کرده است، چرا باید زیاده‏خواهی در او هم‏چنان شعله بکشد؟ مگر برای رفع نیاز اشو چند ماشین نیاز است؟ همین ناآرامی درونی باعث شده اشو چند بار نام خویش را نیر تغییر دهد.
 
همین طور وی مدّعی است من به عشق دعوت می‏کنم و آیینِ من به تولید عشق منجر می‏شود؛ اما در عمل به هرزگی اخلاقی می‏کشاند. ادعا می‏کند در مرامِ من به آرامش می‏رسید؛ اما از قضا به چیزی دعوت می‏کند که با غرق شدن در آن هیچ کس روی آرامش را نخواهد دید(دعوت به امور جنسی به عنوان راه سلوک).
 
شکی نیست که غریزۀ جنسی مرداب‌گون و سیری‏ناپذیر است و آدمی با تمرکز بر آن بیش‌تر غرق می‏شود. تنوع‏طلبی این میل اجازه نمی‏دهد که انسان‏ها به مرتبه‏ای از آن قانع شده و آرام گیرند.شک نیست که میل جنسی نیاز ضروری انسانهاست و نباید سرکوب شود ولی آزادی میل جنسی هم بی بند و باری به همراه می آورد.
حالا ما با 93 ماشین رولز رویس -معنویت اوشو را باور کنیم یا دم خروس رانیشخند
واقعا انسان عارف چه نیازی به مادیات و تجملات دارد!اوشو عجب ملانصرالدینی بوده!نیشخندامروز داشتم از تلویزیون به سخنرانی پیرمردی گوش می دادم که موجب خنده من شد او می گفت حالا که وضع اقتصاد تا این حد خراب است بجای 3 وعده غذا -یک وعده غذا بخوریم و مقاومت کنیم!نیشخندقبلا که مرغ گران بود می گفتند مرغ نخورید اشکنه بخوریدنیشخندهر عقل سلیمی می داند که بدن انسان در روز به 3 یا 5 وعده غذایی نیازمند است حالا ما که قصد خودکشی نداریم چرا یک وعده غذا بخوریم که جمعیت ایران کمتر شود؟!نیشخندکودکان برای رشد و نمو به مواد غذایی غنی و سرشار از پروتئین و کلسیم نیازمندند مادران باردار هم اگر یک وعده غذا بخورند کودکانشان عقب مانده و ناقص العقل بدنیا می آید بزرگسالان هم با یک وعده غذا تلف می شوند نکند اینجا دارد تبدیل به سومالی می شود؟!کمبود مواد غذایی باعث بیماریهایی نظیر آلزایمر و پوکی اسخوان حتی مرگ و میر می شود خدایا وقتی عقل را بین بندگانت تقسیم می کردی عده ای کجا بودند؟!آخاوشوی عزیز- تو خوابیدی ما بیداریم ای کاش آن 93 ماشین رولز رویس را به ایران هدیه می دادی ثوابش از آن هزاران مقاله و کتابی که نوشتی بیشتر بود-بنی آدم اعضای یکدیگرند هیچ انسانی دوست ندارد فقیر باشد فقر گاهی از پدر و مادر فقیر به انسان ارث می رسد کودک فقیری که با حسرت به آبنبات چوبی دوستش نگاه می کند در بزرگسالی به زورگیری و دزدی روی می آورد سپس هم اعدام می شود و این فقر باز هم به فرزندان او به ارث می رسد افسوس!
کاش بجای تعصبات بیجا و بت پرستی از نیروی عقل و اندیشه خود استفاده می کردیم هیچ انسانی بت نیست هیچ انسانی معصوم نیست همه اشتباه می کنند اوشو هم اشتباه کرد کسانی که دنبال یوگا و عرفانهای نوظهور هستند خود را خدا می دانند ولی هرگز فکر نمی کنند چه جور خدایی هستند که از یک ساعت آینده خود هم خبر ندارند حتی زمان مرگ خود را هم نمی دانند!اینان کیسه هایی درست کردند تا مردم ساده لوح را با سخنان زیبایشان اغفال کنند و به ثروت برسند از این عرفانهای نوظهور فقط گردنی مانند خروس و غرور و تعصب بیجا به این انسانها منتقل شده طبلهای توخالی که هیچ نیستند ولی ادعایی خدایی و انسان کامل بودن می کنند.انسان زمانی به خدا نزدیک است که قلب همنوعان خود را شاد کند-خود را وقف مردم کند مادیات را رها کند فروتنی پیشه کند اگر غیر از این باشد این شخص عارف نیست بلکه در چاه جهل خود اسیر است انسانهای نادان را هم به این چاه می اندازد لطفا مواظب این قبیل دم های خروس و گردن های خروسی برافراشته باشید!روزگارتان سبز و آرام-در ضمن مراقب سلامتی خود باشید به حرفهای هیچ جاهلی گوش ندهید انسان به 3 وعده غذا نیاز دارد ماشینی که بنزین ندارد راه نمی افتد انسان هم همینطور است.لبخند
 


تاريخ : ۱۳٩۳/۱۱/۱٠ | ٩:۱٦ ‎ب.ظ | نویسنده : شیوا | نظرات ()

### شکستن غرور شخصی؛اولین گام برای رسیدن انسان دانا به خدا####
انسانهای مغرور بی آنکه خود بدانند احمق هستند به اطراف خود نگاه کنید دنیا سرشار از احمقهایی است که هیچ نیستند ولی آنچنان غرق غرورند که گویی از دماغ فیل افتاده اند لبخندعزت نفس،احترام بخود،اعتمادبنفس،خود ارزشمندی،خود بسندگی،حس غرور ،خود دوستی وخودباوری از جمله صفات بسیار خوب و با ارزشی اند که هر انسانی در صورت دارا بودن انها می تواند پیشرفت خوبی داشته باشد اما غرور شخصی که با تکبر،تسلط طلبی،منییت ،خود شیفتگی ودفاع روانی و سپرانسانی در مقابل ضعف های پنهان و اشکارعمل می کند متفاوت است.
در تمامی مکاتب عرفانی مبارزه با غرور شخصی گامی مهم جهت رهروی و فرزانگی است ودر این میان روایات و داستان های متعددیست.
تمرین تواضع وفروتنی،خدمت کردن بدون چشمداشت،عمل بی توقع،تمرینات
بسیار خوبی در این زمینه است.
من اشخاص زیادی دیده ام که با وجود گام گذاردن در راه معنوی یا مراقبه یا یوگا یا عرفان اما با داشتن غرور شخصی زیاد حتی تحمل شنیدن یک انتقاد کوچک را نیز ندارند.
با یک ایراد گرفتن بکلی جهان شان آشفته می شود و همواره یا با پرخاشگری شدید یا قهر و اجتناب یا توهین و تندی سعی در پوشاندن ایراد و اشکال خود دارند.
به همین منظور پس از سالها هیج تغییری در خود نداده اند دیگران  را از خود دلسرد و دور کرده اند.
عمومآ غرور شخصی زیاد از خود بزرگ بینی ناشی از نوعی *خود کم بینی*ناشی می شود.فرد در درون خویش ضعفهایی حس می کند و بعد سعی دارد با خود بزرگ بینی وغرور شخصی آن را پنهان کند.
چنین افرادی مداوم نیاز مند تعریف و تمجیدند،وبا آن زود رام و اهل معامله می شوند اما همین افراد در مقابل انتقادی کوچک یا رفتاری اعتراضی سخت براشفته می شوند و از کوره در می روند.
اگر شما می خواهید خودتان را بهتر بشناسید و خود سازی نمایید اول با غرور شخصی خود مبارزه کنید با خوتان صادق باشید و نخواهید دیگران از شخص شماو موقعیتان چندان تعریف و تمجید کند.البته تعریف و تمجید بسیار خوب است انرژی مثبت همواره باعث پیشرفت و شکوفایی انسانها می شود ولی هیچ خوب نیست با تعریف و ستایش کسی مست باده غرور شویم.

داستانک غرور

فرشتگان نگهبان بر روی زمین برای خداوند از مردی بنام اولینوس که در امپراتوری قدیم روم زندگی می کرد خبری بردند به این مضمون که اولینوس مهربان در همه ۴۷ سال زندگی اش نه به کسی بد کرده و نه هیچ گاه نا امید و گرسنه ای را از خود رانده است او آنقدر خوب است که تقاضا می کنیم او را قدرتی مافوق انسانهای دیگر عطا کنید......

پروردگار پذیرفت و فرشته ها به سراغ مرد رفتند و به او مژده دادند که اگر بخواهی صاحب قدرت شفا دادن خواهی شد.
اما اولینوس نپذیرفت نه....این قدرت را خداوند باید داشته باشد که بر تقدیر انسانها نیز آگاه است !

فرشته ها گفتند :-آیا می خواهی کلام سحر انگیز به تو عطا شود تا گناهکاران را به راه راست هدایت کنی؟
اولینوس باز هم مخالفت کرد-من در آن اندازه نیستم که وظیفه پیامبران بر دوشم باشد!

فرشته ها با ناراحتی گفتند:-اما تو نباید رد احسان کنی لااقل چیزی از خدا بخواه تا ما پیغام تو را برسانیم.
اولینوس فکری کرد و گفت از خداوند می خواهم واسطه برکات او باشم بی آنکه خود مطلع شوم چرا که می ترسم دچار غرور و خود پسندی گردم.فرشته ها رفتند و برگشتند و گفتند : خواسته ات براورده شد اما چون قرار گذاشتی خودت هم ندانی چیزی از ما نخواهی شنید!

اولینوس شکر گزاری کرد و رفت.از آن پس و به امر خداوند از هر کجا که اولینوس مهربان رد می شد
به فاصله چند دقیقه بیماران شفا می یافتند و زمین حاصلخیز می شد و.......اما اولینوس هرگز دچار غرور نشد!

داستانک زیبای غرور

در زمانهای قدیم دو برادر یکی به نام «ضیاء» و دیگری به نام «تاج» در شهر بلخ زندگی می کردند. ضیاء مردی بلندقامت، بذله گو، نکته سنج و خوش اخلاق بود. اما برادرش «تاج» قدی بسیار کوتاه داشت، با این حال از علم بالایی بهره می برد، به همین سبب بسیار مغرور بود و به برادرش به دیده حقارت می نگریست. حتی از وجود او خجالت می کشید.

روزی ضیاء به مجلس برادرش تاج که با حضور شخصیت های بزرگ برپا شده بود وارد شد، ولی غرور علمی تاج مانع از آن شد که به احترام برادرش بایستد. از این رو نیم خیز شد و به سرعت نشست.
 
وقتی ضیاء از برادرش آن حرکت ناپسند را دید، با کنایه ای که حکایت از نکته سنجی او داشت، فی البداهه به مزاح گفت: «چون خیلی بلند قامتی، برای ثواب، کمی هم از آن قامت سروت بدزدنیشخند
شیوا نوشت: چه انسانهای نادانی هستیم که بخاطر چیزهای فانی مغروریم اگر چشم بصیرت داشته باشیم می فهمیم که هیچ نیستیم هر چه داریم روزی نابود می شود از صورت زیبا و ماشین زیبا و موبایل مدل بالا و لباسهای فاخر گرفته تا داشتن همسر و خانواده و مقام و شهرت و ثروت-همه روزی از دست خواهند رفت هر چه داریم فانی ایست برای چیزهای فانی مغرور نباشیم فخر نفروشیم علم هم همینطور هر چقدر دانا باشیم باز هم داناتر از ما بسیارند از قدیم گفتند دست بالای دست بسیار است پس با عرض پوزش بسیار لطفا احمق نباشیم از خداوند مهربان بسیار سپاسگزارم که نیروی تفکر را برای اندیشیدن به انسانها بخشیده نه به عنوان وسایل تزئینی و دکورواسیونلبخندخیلی دوستتان دارم روزگارتان همواره سبز و آرام به غرور بگوئید من نادان نیستم که اسیر تو شوم  برو طعمه دیگری جستجو کن.




تاريخ : ۱۳٩۳/۱٠/٢٦ | ۱٢:۳٠ ‎ب.ظ | نویسنده : شیوا | نظرات ()

آهای عمو یادگار نمی ری تو غار؟! بله علم پیشرفت کرده ایران رادیاتور و بخاری های گازی آمده ولی وقتی پول برق و گاز را نداریم بهتر است در غار زندگی کنیمنیشخندپس عمو یادگار قربان دستت اگر آنجا غار اجاره میدهند فقط کافی ایست یک تماس بگیریچشمک

اینگونه به من نگاه نکنید ریاضت اقتصادی تا کی؟پول نفت که سر سفره نیامد آقای نان هم گران شد پول آب و برق و گاز گران شده اما حقوق کارگران و کارمندان و یارانه نقدی همچنان افزایش نیافته است.اینگونه پیش برود باید در غار زندگی کنیم وای چه پیشرفتی چه تمدن عظیمی!عمو یادگار ما را هم ببر به غار.

چندی پیش نان گران شد . تکلیف هزاران کارتن خواب و بی خانمان که سهم آنها از ثروت کشور فقط یک کارتن یا یک چادر یا حلبی است چه می شود؟ چه بر سرشان خواهد آمد وکودکان کار و خیابان, زاعه نشینان - بیکاران و کارگران و خانواده های بی سرپرست و آنهایی که پدران و مادرانشان در زندان هستند.کودکی که گرسنه است و غم نان دارد چگونه سر کلاس به دروغ مشق بنویسد "بابا نان داد"!

اما چرا نان گران شد؟!

می گویند  قیمت گندم از‌ سال گذشته در بازارهای جهانی افزایش داشته و دولت ناچار به افزایش قیمت گندم بوده است این درحالی است که نانوایان نیزدر 3سال گذشته به دلیل افزایش هزینه سوخت، آب و برق و همچنین نرخ دستمزد کارگران و مالیات دچار مشکل شده و درخواست افزایش قیمت نان را با دولت مطرح کرده‌اند که این افزایش قیمت نان همزمان با افزایش قیمت گندم مصرفی برای کارخانه‌های آرد رقم خورده است.

می گویند با وجود آن‌که نانوایان خواهان افزایش قیمت بیشتر از 30درصد بوده‌اند اما دولت نرخ 30 درصد را تصویب کرده است و ممکن است در آینده با شیب ملایم‌تری قیمت نان را باز هم افزایش دهد اما در شرایط فعلی تنها همین نرخ 30 درصد به نانوایان ابلاغ شده است و میزان یارانه تعلق گرفته به تولیدکنندگان آرد نیز تغییری نداشته است.  با این حساب دولت برخلاف سناریوهای مطرح‌شده خود، قیمت نان را افزایش داده است بدون آن‌که میزان یارانه اختصاصی به بخش آرد و گندم را تغییر دهد یا یارانه افزایش نرخ نان را برای مصرف‌کننده در نظر بگیرد.

وعده دولت: افزایش قیمت نان به شرط یارانه

نرخ نان که مدت‌هاست مورد اعتراض نانوایان سراسر کشور قرار گرفته است در مقاطعی موجب کم‌فروشی و افزایش غیرقانونی قیمت‌ها شده بود. براساس گزارش رسانه‌های محلی در سراسر کشور، نانوایان در اعتراض به اعمال نکردن افزایش قیمت نان در 3سال گذشته اقدام به کم کردن وزن چانه‌های نان کرده یا با ترفندهایی نظیر نان سبوس‌دار یا کنجددار نرخ نان را به صورت غیردستوری افزایش داده بودند. نانوایان با اشاره به افزایش سالانه دستمزد کارگران، افزایش قیمت سوخت و اجاره‌بها و مالیات نسبت به اعمال نشدن افزایش قیمت نان در 3 سال گذشته معترض بوده‌اند.

طرح این موضوع در هیأت دولت به تعریف 3 سناریو برای افزایش قیمت نان منجر شد. براساس این سناریوها دولت موافقت کرد که افزایش قیمت نان را با یکی از 3 شرط زیر به اجرا بگذارد: 1. افزایش قیمت نان و اختصاص مابه‌التفاوت قیمت نان به صورت یارانه به مصرف‌کننده 2. افزایش قیمت نان به شرط اختصاص مابه‌التفاوت قیمت نان به صورت یارانه به تولیدکنندگان آرد و گندم 3. افزایش نرخ نان به شرط اختصاص همزمان مابه‌التفاوت قیمت به صورت یارانه به مصرف‌کننده و تولیدکنندگان.

پس از طرح این 3 سناریو دولت اقدام به افزایش همزمان نرخ گندم، آرد و نان کرد. به‌طوری‌که نرخ هر کیلو گندم که تا پیش از این با قیمت هر کیلو 465 تومان در اختیار کارخانه‌های آرد قرار می‌گرفت به 665 تومان رسیده است و متعاقب آن نرخ آرد مصرفی برای نانوایان نیز افزایش داشته است. پس در نتیجه افزایش قیمت نان  سودی برای نانوایان هم نداشته است.حالا که هم سیخ سوخته و هم کباب -پس تکلیف مردم و نانوایان چه می شود؟با گران شدن نان مشکل نانوایان برطرف نشد بر مشکلات مردم هم افزوده شد.افسوس

 شیوا نوشت:دیروز شنیدم جمعیت ایران به 80 میلیون نفر رسیده است خب به سلامتی! خدا زیادتر کند ! ولی آیا این 80 میلیون نفر نان نمی خواهند؟!نکند می خواهید به جای نان به این 80 میلیون خربزه بدهید؟چشمکاینگونه به من نگاه نکنید ضرب المثلی وجود دارد که می گوید: فکر نان باش که خربزه آب است.

داستان ضرب المثل فکر نان کن که خربزه آب است 

 

در روزگاران قدیم دو دوست بودند که کارشان خشت مالی بود. از صبح تا شب برای دیگران خشت درست می کردند و حقوق ناچیزی می گرفتند. آنها هر روز مقدار زیادی خاک را با آب مخلوط می کردند تا گل درست کنند، بعد به کمک قالبی چوبی، از گل آماده شده خشت می زدند. یک روز ظهر که هر دو خیلی خسته و گرسنه بودند، یکی از آنها گفت: " هرچه کار می کنیم، باز هم به جایی نمی رسیم. حتی آن قدر پول نداریم که غذایی بخریم و بخوریم. پولمان فقط به خریدن نان می رسد. بهتر است تو بروی کمی نان بخری و بیاوری و من هم کمی بیشتر کار کنم تا چند تا خشت بیشتر بزنم. " دوستش با پولی که داشتند، رفت تا نان بخرد. به بازار که رسید، دید یکجا کباب می فروشند و یکجا آش دلش از دیدن غذاهای گوناگون ضعف رفت. اما چه می توانست بکند، پولش بسیار کم بود. به سختی توانست جلوی خودش را بگیرد و به طرف کباب و آش و غذاهای متنوع دیگر نرود. وقتی که به سوی نانوایی می رفت، از جلوی یک میوه فروشی گذشت. میوه فروش چه خربزه هایی داشت ! مدتها بود که خربزه نخورده بود. دیگر حتی قدرت آن را نداشت که قدم از قدم بردارد. با خود گفت: کاش کمی بیشتر پول داشتیم و امروز ناهار، نان و خربزه می خوردیم. حیف که نداریم. تصمیم گرفت از خربزه چشم پوشی کند و به طرف نانوایی برود. اما نتوانست. این بار با خود گفت: اصلا ً چه طور است به جای نان، خربزه بخرم. خربزه هم بد نیست، آدم را سیر می کند. با این فکر، هرچه پول داشت، به میوه فروش داد و خربزه ای خرید و به محل کار، برگشت.

در راه در این فکر بود که آیا دوستش از او تشکر خواهد کرد؟ فکر می کرد کار مهمی کرده که توانسته به جای نان، خربزه بخرد. وقتی به دوستش رسید، او هنوز مشغول کار بود. عرق از سر و صورتش می ریخت و از حالش معلوم بود که خیلی گرسنه است. او درحالی که خربزه را پشت خودش پنهان کرده بود، به دوستش گفت: " اگر گفتی چی خریده ام ؟ "از خود راضی

دوستش گفت: " نان را بیاور بخوریم که خیلی گرسنه ام. مگر با پولی که داشتیم، چیزی جز نان هم می توانستی بخری ؟ زود باش. تا من دستهایم را بشویم، سفره را باز کن ".
مرد وقتی این حرفها را شنید، کمی نگران شدنگران و با خود گفت: " نکند خربزه سیرمان نکند. " دوستش که برگشت، دید که او  به جای نان، خربزه ای خریده. جلوی عصبانیت خودش را گرفت و گفت: " پس هوس خربزه کردی ؟ حتما ً انتظار داری با خوردن خربزه بتوانیم تا شب گل لگد کنیم و خشت بزنیم، نه جان من، نان قوت دیگری دارد. خربزه هرچقدر هم شیرین باشد، فقط آب است."

آن روز دو دوست خشتمال به جای نان، خربزه خوردند و تا عصر با قار و قور شکم و گرسنگی به کارشان ادامه دادند. از آن پس، هر وقت بخواهند از اهمیت چیزی و درمقابل، بی اهمیت بودن چیز دیگری حرف بزنند، می‌گویند: " فکر نان کن که خربزه آب است ".

نتیجه:80 میلیون ایرانی نان می خواهند چون خربزه فقط آب است و شکم کسی را سیر نمی کند پس فکر نان باشیم نه افزایش جمعیت-چون جمعیت همه دندان دارند و نان می خواهند به امید روزی که بر سر همه سفره ها نان ببینیم و آقای نان دیگر طلای 18 عیار نباشد.لبخند




تاريخ : ۱۳٩۳/۱٠/٦ | ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ | نویسنده : شیوا | نظرات ()

 منو سر لج ننداز میرم زن میگیرم
--------------------------------------------
یک عمر این دیار را با هنر خود گرم و روشن داشت؛
کودکی ایرانیان با صدای روباه مکار در پینوکیو (با صدا پیشگی مرتضی احمدی ) خاطره دارد؛
برای جوانی شان ترانه های قدیم تهران را خواند که از یاد نبرند فرهنگ شفاهی شان را: ...
ترانه منو سر لج ننداز میرم زن میگیرم
خدا رحمتش کند که جایش همیشه سبز میماند

مرتضی احمدی (متولد10 آبان1303، درگذشتهٔ 30 آذر 1393 تهران) بازیگر سینما و تلویزیون، صداپیشه و خواننده اهل ایران بود.
از جمله فعالیت‌های دیگر مرتضی احمدی گردآوری و نگارش فرهنگ عامیانه (فولکلور) تهران است. او در این زمینه کتاب‌های: (کهنه‌های همیشه نو)، (فرهنگ بر و بچه‌های تِرون)، و (پرسه در احوالات تِرون و تِرونیا) را تألیف کرده است.
علاوه بر تألیفاتش در حوزه فرهنگ نویسی، او برخی از قدیمی‌ترین ترانه‌های کوچه‌بازاری تهران را به صورت (ضربی خوانی) بازخوانی کرده است.
وی به‌دلیل مشکلات ریوی، در30آذر 1393 در سن90 سالگی در منزلش درگذشت.

حتما کارتون زیبای پینوکیو را به یاد می آوریدقلبدوبله صدای شخصیت روباه مکار کار جاودانه مرحوم مرتضی احمدی می باشد صدایی که همیشه ماندگار خواهد ماند تا ابد

و این هم متن ترانه منو سرلج ننداز میرم زن میگیرم

منو سر لج ننداز، می‌رم زن می‌گیرم
چی گفتی؟
این ور، اون ورم ننداز، می‌رم زن می‌گیرم
چی گفتی؟
قر تو کمرم ننداز، می‌رم زن می‌گیرم
خنده به لبم ننداز، می‌رم زن می‌گیرم
کاری به دستم ننداز، می‌رم زن می‌گیرم
گریه تو چشم ننداز می‌رم زن می‌گیرم
حرف تو گوشم ننداز، می‌رم زن می‌گیرم
غم تو دلم ننداز، می‌رم زن می‌گیرم
پایین و بالام ننداز، می‌رم زن می‌گیرم
درد تو پاهام ننداز، می‌رم زن می‌گیرم
غصه تو سینه‌ام ننداز، می‌رم زن می‌گیرم
. . .
داد سرم نزن، سرم درد گرفت
درد گرفت، درد گرفت، سخت و سفت
. . .
من اگه برم زن بگیرم، شرط و شروطی داره
من اگه برم زن بگیرم، راه و رسومی داره
من اگه برم زن بگیرم، قول و قراری داره
من اگه برم زن بگیرم، قرار و مداری داره
من اگه برم زن بگیرم، سؤال و جوابی داره
من اگه برم زن بگیرم، حساب و کتابی داره
من اگه برم زن بگیرم، چون و چرایی داره
من اگه برم زن بگیرم، برو و بیایی داره
من اگه برم زن بگیرم، گفت و شنودی داره
من اگه برم زن بگیرم، بگو و مگویی داره
شرق و شروق، شق شق
ترق و تروق، تق تق
. . .
سواد می‌خواد، من که سواد ندارم
کفش می‌خواد، لباس می‌‌خواد، ندارم
تربیت و شعور می‌خواد، ندارم
سیم و زر و زور می‌خواد، ندارم
فهم می‌خواد، کمال می‌خواد، ندارم
جمال بی‌مثال می‌خواد، ندارم
قالی و قالیچه می‌خواد، ندارم، خدا جون
واسه سر عقد، خنچه می‌خواد، ندارم، خدا جون
دختره رونما می‌خواد، ندارم
زیرلفظی طلا می‌خواد، ندارم
چادر و روسری می‌خواد، ندارم
مطرب و انتری می‌خواد، ندارم
شلیته و شلوار می‌خواد، ندارم
صد تا شتر بار می‌خواد، ندارم
خونه می‌خواد، مهریه‌ی کلون می‌خواد
آینه می‌خواد، شمعدون می‌خواد
شیر بهای نقد می‌خواد
شربت و شیرینی می‌خواد
یه جشن اعیونی می‌خواد
مهمون و مهمونی می‌خواد
ندارم، ندارم، ندارم!
 خدا جون! ندارم! ندارم!
. . .
پس حالا که چنینه
درد بی‌درمون من، دوا و درمون نمی‌شه
سوغات شهر فرنگ، زیرۀ کرمون نمی‌شه
تخته نمد به مولا، قالی کاشون نمی‌شه
یه خروار، مَن نمی‌شه
تاریکی، روشن نمی‌شه
من که ز مال دنیا، یک عباسی ندارم
بهتره زن نگیرم
نه از شما، نه از خودم، رودرواسی ندارم
بهتره زن نگیرم، نگیرم، نگیرم!
بِرَم، بِرَم که لیلی مجنون نمی‌شه
یک متر دبیت مشکی، واسه فاطی تنبون نمی‌شه
متن این ترانه احتیاج به هیچ توضیح اضافه ندارد و حرف این «ضربی»، که یقیناً هفتاد سالی قدمت دارد، به نحوی برای ما امروزی‌ها آشنا است و جملاتش را کم و بیش از جوانان دور و اطراف‌مان می‌شنویم.با برداشتن میم مشکلات تبدیل به شکلات نشده است با گران شدن آقای نان طلای 18 عیار و افزایش نیافتن حقوق کارمندان و کارگران اگر هفتادهزار میم هم از جلوی مشکلات برداریم باز هم تبدیل به شکلات نخواهد شدنیشخندمیم مثل مشکلات همچنان باقی ایست و مانع بزرگی برای ازدواج جوانان-حتی اگر هزاران بار هم لج کنند می ترسند زن بگیرند.لبخند


تاريخ : ۱۳٩۳/٩/۳٠ | ۱:٤۸ ‎ب.ظ | نویسنده : شیوا | نظرات ()

شب یلدا مبارکقلبایرانیان در سراسر ایران هرگز جشن شب یلدا را فراموش نمی کنند.

روی گل شما به سرخی انار
شب شما به شیرینی هندوانه
خنده تون مانند پسته
و عمرتون به بلندی یلدا

شب یلدا سنت زیبای ایرانیان است.شب یلدا درازترین شب سال و یکی از زیباترین شبهای سال است.قلبایرانیان نزدیک به چند هزار سال است که شب یلدا آخرین شب پاییز را که درازترین و تاریکترین شب در طول سال است تا سپیده دم بیدار می‌مانند و در کنار یکدیگر خود را سرگرم می‌دارند تا اندوه غیبت خورشید و تاریکی و سردی روحیهٔ آنان را تضعیف نکند .

جشن شب یلدا در سراسر ایران

جشن یلدا در ایران امروز نیز با گرد هم آمدن و شب‌نشینی اعضای خانواده و اقوام در کنار یکدیگر برگزار می‌شود. متل‌گویی که نوعی شعرخوانی و داستان‌خوانی است در قدیم اجرا می‌شده‌است به این صورت که خانواده‌ها در این شب گرد می‌آمدند و پیرترها برای همه قصه تعریف می‌کردند. آیین شب یلدا یا شب چله، خوردن آجیل مخصوص، هندوانه، انار و شیرینی و میوه‌های گوناگونخوشمزهاست که همه جنبهٔ نمادی دارند و نشانهٔ برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند، و همچنین انار و هندوانه با رنگ سرخشان سفیرانی از خورشید در شب به‌شمار می‌روند. در این شب فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی و یا پُری آن، آینده گویی می‌کنند.

درشمال و آذربایجان رسم بر این است که در این شب خوانچه های تزیین شده به خانهٔ تازه‌عروس می فرستند. مردم آذربایجان در سینی خود هندوانه‌ها را تزئین می‌کنند و شال‌های قرمزی را اطرافش می‌گذارند. درحالی که مردم شمال یک ماهی بزرگ را تزئین می‌کنند و به خانهٔ عروس می‌برند.

سفره مردم شیراز مثل سفرهٔ نوروز رنگین است. مرکبات و هندوانه برای سرد مزاج‌ها و خرما و رنگینک برای گرم مزاج‌ها موجود است. حافظ خوانی جزو جدانشدنی مراسم این شب برای شیرازی‌هاست. البته خواندن حافظ در این شب نه تنها در شیراز مرسوم است، بلکه رسم کلی چله‌نشینان شده‌است.قلب

همدانی ها فالی می‌گیرند با نام فال سوزن همه دور تا دور اتاق می‌نشینند و پیرزنی به طور پیاپی شعر می‌خواند. دختر بچه‌ای پس از اتمام هر شعر بر یک پارچه نبریده و آب ندیده سوزن می‌زند و مهمان‌ها بنا به ترتیبی که نشسته‌اند شعرهای پیرزن را فال خود می‌دانند. همچنین در مناطق دیگر همدان تنقلاتی که مناسب با آب و هوای آن منطقه‌است در این شب خورده می‌شود.

در شهرهای خراسان خواندن شاهنامهٔ فردوسی در این شب مرسوم است.

در اردبیل رسم است که مردم، چله بزرگ را قسم می‌دهند که زیاد سخت نگیرد و معمولاً گندم برشته (قورقا) و هندوانه و سبزه و مغز گردو و نخودچی و کشمش می‌خورند.

در مازندران شب یلدا همه مردم به خانه پدر بزرگها و مادر بزرگها رفته و ضمن دور هم نشینی و خواندن فال حافظ و فردوسی خوانی به خوردن تنقلات و میوه جات خصوصا" انار و هندوانه و ازگیل می پردازند و با خوردن و نوشیدن و شنیدن صحبتها و داستان های بزرگترها شب را به صبح می رسانند و معتقدند که صبح بعد از یلدا روز پیروزی خورشید بر سیاهی و تاریکیها است.

در گیلان  معتقدند که هر کس در شب چله هندوانه بخورد در تابستان احساس تشنگی نمی‌کند و در زمستان سرما را حس نخواهد کرد. «آب کونوس» یکی دیگر از خوردنی‌هایی است که در این منطقه در شب یلدا رواج دارد و به روش خاصی تهیه می‌شود. در فصل پاییز، ازگیل خام را در کوزه می‌ریزند، کوزه را پر از آب می‌کنند و کمی نمک هم به آن می‌افزایند و درش را می‌بندند و در گوشه‌ای خارج از هوای گرم اطاق می‌گذارند. ازگیل سفت و خام، پس از مدتی پخته و آبدار و خوشمزه می‌شود. آب کونوس در اغلب خانه‌های گیلان تا بهار آینده یافت می‌شود و هر وقت هوس کنند ازگیل تر و تازه و پخته و رسیده و خوشمزه را از خم بیرون می‌آورند و آن را با گلپر و نمک می‌خورند.(کونوس = ازگیل). در گیلان در خانواده‌هایی که در همان سال پسرشان را داماد یا نامزد کرده‌اند رسم است که طبقی برای خانواده نوعروس می‌فرستند. در این طبق میوه‌ها و خوراکی‌ها و تنقلات ویژه شب چله به زیبایی در اطراف آراسته می‌شود و در وسط طبق هم یک ماهی بزرگ (معمولا ماهی سفید) تازه و خام همراه با تزیین سبزیجات قرار می‌گیرد که معتقدند باعث خیر و برکت و فراوانی روزی زوج جدید و همچنین سلامت و باروری نوعروس می‌گردد.هورا

مردم کرمان تا سحر انتظار می‌کشند تا از قارون افسانه‌ای استقبال کنند. قارون در لباس هیزم‌شکن برای خانواده‌های فقیر تکه‌های چوب می‌آورد. این چوب‌ها به طلا تبدیل می‌شوند و برای آن خانواده، ثروت و برکت به همراه می‌آورند.خیال باطلدر کردستان  نیز خانواده‌هایی که عروس به خانه بخت فرستاده‌اند خوانچه‌هایی حاوی هندوانه و آجیل و همچنین هدیه را به خانه نو عروس و داماد می‌فرستند.هورا

جشن یلدا در لرستان  با دید و بازدید از اقوام و آشنایان.. و سرودن اشعاری بنام محلی (چهل سرو) که توسط گروه مشخصی از زنان، به ترتیب خوانده میشود. (چیزی مثل مشاعره ی امروزی شاعران)
و آخرین بیت این مسابقه ی شیرین، فال شخصی میشود که با نیت او.. این بازی آغاز شده ست.
(اشعار مورد استفاده به زبان لکی و لری ،وقدمتی به بلندای تاریخ لرستان دارد)
گندم برشته و کشمش و گردو و کنجد و پسته و غیره.. یک پای این شب نشینی است. همچنین فال حافظ و شاهنامه خوانی از دیگر مراسمات است. و در این شب خیلی از عروسی ها شکل و طرح ریزی میشود.
حضور افراد به روی پشت بام و آویزان کردن یک چادر به حیاط همسایه.. برای آنان دعای خیر میکنند. و صاحب خانه ها نیز مقداری از تنقلات شب نشینی شان.. یا مقداری پول.. را درون چادر آنان میگذارند.

ولی از همه مهمتر شادی و نشاطی است که از دور هم بودن فامیل حاصل می شود.امیدوارم شما دوستان عزیزم شب یلدا در هر جای دنیا که هستید بهتون خوش بگذره و قدر همدیگر رو بدونید.قلباما نکته مهم اینست که میهمان هر خانه ای میشوید لطفا دست خالی تشریف نبرید بزرگترها گناه نکردند که بزرگتر شدند شرایط سخت زندگی و تحریم و گرانی را هم در نظر بگیریدچشمک



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۳/٩/٢٦ | ٤:۳٢ ‎ب.ظ | نویسنده : شیوا | نظرات ()

http://sheklakveblag.blogfa.com/ پریسا دنیای شکلک هاخدایا مخاطبان این پست بی نهایت برای من عزیز هستند

و تو بی نهایت مهربانی

پروردگارا آنان را بر بال آرزوهایشان پرواز ده و در همه لحظات دریابشان!

دلشان را سرشار از شادی کن

در همه حال سلامتشان بدار

آمین

خداوندا ترا سپاس 3 سالگی وبلاگم را جشن می گیرم به باور عوام خرافه پرست که روز عاشورا را نحس می دانند و می گویند در این روز نباید کاری را آغاز کرد ولی من 15 آذر سال 90 روز عاشورا این وبلاگ را ساختم نه تنها برای من نحس و بدیمن نبود بلکه اینجا دانشگاه مجازی من خانه قلبم و محلی برای تبادل اطلاعات- تجربیات و عقاید و افکار و اندیشه های  من است دوستان بسیار بسیار خوب و مهربانی به اینجا می آیند که وجودشان را با یک دنیا عوض نمی کنم دشمنانی هم داشته ام که بی آنکه خود بدانند باعث پیشرفت من شدند شاعر می فرماید:عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهدلبخندهیچگاه از انتقاد کسی ناراحت نشدم همه انتقادها را با تفکر و شکلکهای گل و لبخند پاسخ دادم هر کامنتی که حاوی توهین و جملات غیراخلاقی نباشد همیشه تائید شده سعی کردم دموکراسی را رعایت کنم و به نظرات همه احترام بگذارم اینجا محل نوشتن عقاید و اندیشه های من است از آقای فیلتر هم سپاسگزارم هر چند هزاران هزاران هزاران حرف نگفته دارم آرزوی من اینست که آزادانه بدون ترس بنویسم شنیدم آقای نان طلای 18 عیار باز هم گران شده نیشخندحالا که ما مردم ایران غذاهای گرانقیمت می خوریم پس باید خیلی ارزشمند و گران قیمت باشیم.لبخندچشمکچرا که نه!

مخاطبان عزیز و گرانقدرم به جشن تولد مجازی وبلاگ هزاران گنج خوش آمدید

زن و مرد در این جشن مختلط هستند اینجا  از تفکیک جنسیتی خبری نیست به نظر من مردها اینور زنها اونور اصلا معنی ندارد خداوند زن و مرد را یکسان آفریده است.شاد بودن حق مسلم ماست. بفرمائید از خودتون پذیرائی کنیدهوراهوراتشویق

      خوشحال ELMO شکلک ها

حالا جوک و سرگرمی

یه معمای ساده :
6
تا دختر که با هم دوست بودن دسته جمعی میرن استخر
ولی وقتی برمیگردند همشون همدیگرو گم میکنند ! چرا ؟؟؟؟
.
....
.
.
بله آرایش هاشون پاک شده، نشناختند همدیگه رو!!خنده

پسری ﮐﻪ ﺑهش ﻣﯿﮕﯽ ﺧﻮﺑﯽ? ﻣﯿﮕﻪ ﻗﻔﻮﻧﺖ!!! ،ﺍﯾﻨﻮ
ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺴﺖ ﺑﻪ ﺻﻨﺪﻟﯽ،
ﺳﯿﻢ ﺑﺮﻕ 220 ﻭﻟﺖ ﮐﺮﺩﺗﻮ ﺣﻠﻘﺶ , ﺍﻭﻥ ﺳﺮ ﺳﯿﻤﻢ
ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖﺭﻭ ﮐﺎﺑﻞ ﺗﯿﺮ ﺑﺮﻕ ﮐﻪ ﻓﯿﻮﺯ ﻧﭙﺮﻩ ..نیشخند

زنی ﺷﻮﻫﺮﺵ ﺭﻭ ﻭﺍﺳﻪ ﻧﻤﺎﺯ ﺻﺒﺢ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﮐﺮﺩ ﺷﻮﻫﺮ
ﮔﻔﺖ ﺑﺬﺍﺭ ﮐﻤﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﺨﻮﺍﺑﻢ ﺑﻌﺪﺍ ﻗﻀﺎ ﻣﯽ ﺧﻮﻧﻢ .
ﺯﻥ ﮔﻔﺖ ﻧﻤﯿﺸﻪ ﺷﺮﻉ ﮔﻔﺘﻪ ﻧﻤﺎﺯ ﺭﻭ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﻭﻗﺖ
ﺧﻮﺩﺵ ﺑﺨﻮﻧﯽ.
ﻣﺮﺩ ﮔﻔﺖ ﻭﻟﯽ ﺷﺮﻉ ﮔﻔﺘﻪ ﻣﯿﺘﻮﻧﯿﻦ ﺗﺎ ﭼﻬﺎﺭ ﺗﺎ ﺯﻥ ﻫﻢ
ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﻦ.
ﺯﻥ ﮔﻔﺖ ﺑﺨﻮﺍﺏ ﻋﺰﯾﺰﻡ ﻫﺮﻭﻗﺖ ﺧﻮﺍﺳﺘﯽ ﻧﻤﺎﺯﺕ ﺭﻭ
ﻗﻀﺎ ﮐﻦ، ﺧﺪﺍ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﺨﺸﻨﺪﺳﺖلبخند

پسر آقای هالو بهش میگه: ﺑﺎﺑﺎ ﺑﯿﺎ ﺑﺮﯾﻢ ﯾﻪ ﺍﺧﺘﻼس
ﮐﻨﯿﻢ ، ﮐﻪ ﭘﻮﻝ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺗﺤﺼﯿﻠﻢ
ﺩﺭﺑﯿﺎﺩ...
آقای هالوﻣﯿﮕﻪ : ﺑﭽﻪ، ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩﯼ ﺗﺎﺣﺎﻻ ﭘﻮﻝ ﺗﺤﺼﯿﻠﺖ
ﺍﺯ ﮐﺠﺎ ﺍﻭﻣﺪهنیشخند

هرکی نیمه ی گمشده ی منو پیدا کرد
بندازه صندوق پست ...!
مال مردم خوردن ندارهلبخند

آقای هالو میره هتل،میپرسه قیمت اتاق چنده؟مدیر هتل میگه: اتاق دوتخته 120هزار تومان، پارکینگ برای ماشینتون وصبحانه هم مجانیه! مهمون ماباشید! آقای هالو میگه:پس ما امشب توماشین میخوابیم، صبحانه رو هم بگین برامون بیارن توپارکینگنیشخند

هروقت آقایون تفاوت رنگهای زرشکی.... جگری.... دونه اناری.... لاکی روباهم یادگرفتن و به همشون نگفتن قرمزززززز
خانوهاهم پارک دوبلو بهتر انجام میدن!!!!!لبخند

خودکشی مال خارجیهاست....
.
.
ما یه نون و ماستم بخوریم سرطان میگیریم میمیریم...
بله ازاطاق فرمان اشاره میکنند که ماست گرونه نونم که  گرون شده پس هیچی نمیخوریم دیگه اینم پیشگیری از سرطان..عجب ملتی هستیم مانیشخند

حیف نون ﺯﻥ ﻣﻴﮕﻴﺮﻩ زنش ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﭼﻬﺎﺭﻣﺎﻩ ﻭﻧﻴﻢ ﺯﺍﻳﻤﺎﻥ ﻣﻴﮑﻨﻪ.....ﺍﺯ ﺯﻧﺶ ﻣﻴﭙﺮﺳﻪ ﻣﮕﻪ ﻣﺎ ﭼﻬﺎﺭ ﻣﺎﻩ ﻭﻧﻴﻢ ﻧﻴﺴﺖ ﮐﻪ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﺮﺩﻳﻢ ؟؟؟ﭼﻄﻮﺭ ﺍﻳﻦ ﺑﭽﻪ ﺑﻪ ﺩﻧﻴﺎ ﺍﻭﻣﺪ ؟؟؟ﺯﻧﺶ ﻣﻴﮕﻪ : ﺗﻮ ﭼﻨﺪ ﻣﺎهه ﺑﺎﻣﻦ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﺮﺩﻯ ؟؟؟؟؟حیف نون: ﭼﻬﺎﺭ ﻣﺎﻩ ﻭﻧﻴﻢ -ﺯﻧش : ﻣﻦ ﭼﻨﺪ ﻣﺎﻫﻪ ﺑﺎﺗﻮ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﺮﺩﻡ ؟؟؟
حیف نون: ﭼﻬﺎﺭ ﻣﺎﻩ ﻭﻧﻴﻢ 
زنش : خوب جمعش ﮐﻨﻴﻢ ﻣﻴﺸﻪ ﻧﻪ ﻣﺎﻩ !!!!!!!
حیف نون: خدا ﻟﻌﻨﺖ ﮐﻨﻪ ﺷﻴﻄوﻥ ﺭﻭ .... نزدیک بود ﻓﮑﺮ ﺑﺪ ﮐنم خنده!!!!!!!

پدری در آخرین لحظات عمر پسرانش را جمع کرد و گفت: تنها یک دست خود را بالا بیاورید.آیا یک دست صدا دارد؟ بچه ها بشکن زدند...پدر ضایع شد و سپس از دنیا رفت.نیشخند

بدرقه شوهر در فرهنگ ملل مختلف
آمریکایی: عزیزم امیدوارم روز موفقى داشته باشى.
انگلیسى: عزیزم براى نوشیدن چایی عصر بیصبرانه منتظرتم.
فرانسوى: عزیزم تمام روز بفکرتم تا برگردى.
إیرانی: دارى میرى این آشغالها رو بزار دم در آشغالا یادت نرهنیشخند

صحبت کردن آقایون پیش دوستاشون وقتى همسرشون باهاشون تماس میگیره,,,,
بله؟؟؟؟مگه نگفتم زنگ نزن بهم سرم شلوغه؟؟؟؟شب اومدم خونه کارى داشتى بگو,,, الان نه ،قطع تماس....
بعدش پیامک یواشکى...
ببخش عزیزم,بد جایی گیرم اصلا غلط کردم,میخوام برم اون گوشواره که دوست داشتی رو برات بگیرما...
صحبت کردن خانوما وقتى پیش دوستاشونن و شوهرشون تماس میگیره,,,,
سلام عشق همیشگی من,,خوبى عزیزم؟جونم شوشوی من؟؟بله ...بله اختیار دارین,,,,,شما هر کارى صلاح میدونین انجام بدین,,,,ممنون که به منم خبر دادین,,,بوس بوس,,,,باى فدات شم عزیزدلمماچ
بعدش پیامک یواشکی میفرستن,,,
هیچ غلطى نمیکنیا,,وگرنه من میدونم با تونیشخنداز خود راضی

چند دروغ رایج بین ما ایرانیان ؛
۱-کار که عار نیست!
۲-پول که شخصیت نمیاره!
۳-فکر کردی چی ، مملکت قانون داره!
۴-تلاش کنی به هرچی که بخوای میرسی!
۵- پول چرک کف دسته!
۶-بچه دختر ، پسرش فرق نمیکنه!
۷-و پر کاربردترین دروغ ، پشت تلفن"اونم سلام میرسونه" ..نیشخند

 

حیف نون گفت:ﺑﭽـﻪ ﻫﺎ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺗﻌﺮﯾف هائی ﮐﻪ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺑﻬﺸﺖ ﺷﻨﯿﺪﻡ ‏( ﺣﻮﺭﯼ ﻭ ﻧﻮﺷﯿـﺪﻧﯽ ﻭ ﺷﺮﺍﺏ ﻭ ﺑﺎﻍ

 

ﻭ ... ‏)

 

ﺧﻮﺩﻣﻢ ﺑﺨﻮﺍﻡ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻧﻤﯿﺬﺍﺭﻩ ﺑﯿﺎﻡ ... ﺷﻤـﺎ ﺑﺮﯾﺪ ﺑﻬﺘـﻮﻥ ﺧﻮﺵ ﺑﮕـﺬﺭﻩخنده

 

خب عزیزان دلم چطور بود خوشتون اومد؟خیلی دوستتون دارم قلبخیلی دلم می خواست تک تک  اسم ببرم و ازتون تشکر کنم ولی گفتم شاید اسم بعضی عزیزان از قلم بیفته خاطر عزیزشون مکدر بشه-خوشخالم که در کنار شما هستم امیدوارم سال دیگه 15 آذر همه با هم تولد 4 سالگی هزاران گنج رو جشن بگیریم شعار همیشگی من این بوده"من بهترین نیستم ولی همواره مورد توجه بهترینها هستم برای شما مخاطبان عزیزم آرزوی سلامتی و شادکامی و بهترینها را دارم روزگارتان همواره سبز و آرام باد.سپاس بیکران از تک تک شما قلبدوستدار و ارادتمند همیشگی شما:شیوا

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٩/۱٥ | ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ | نویسنده : شیوا | نظرات ()

یادش بخیر وقتی بچه بودیم چقدر بازی کلاغ پر را دوست داشتیم کلاغ پر-گنجشک پر-پروانه پر-خودم پر-شما پرچشمکلبخند

اینگونه به من نگاه نکنید در بزرگسالی هم لازم است به سبک جدید بازی کلاغ پر کرد و قاه قاه حندید-کینه پر- غم و اندوه پر- شکست عشقی و عاطفی پر-خیانت همسر پر- مشکلات زندگی پر

حالا این بازی کلاغ پر چه فایده ای دارد؟!یافته های جدید محققان شواهد علمی را ارائه کرده که نشان می دهند قلب زنها بسیار سریع تر و ساده تر از مردها می شکند.به پدیده شکسته شدن قلب -سندرم قلب شکسته می گویند میزان ابتلای زنان به «سندرم قلب شکسته» 7 تا 9 برابر مردان است، وضعیتی که در پی وارد شدن فشار عصبی طولانی در اثر شکست سخت عاطفی و یا از دست دادن یکی از عزیزان ایجاد شده و می تواند نشانه هایی مانند حمله یا اختلال قلبی را در زنان ایجاد کند.

داستان کاترین و آرزوی مادر شدن او

کاترین همیشه آرزوی مادر شدن داشت بنابراین وقتی متوجه شد باردار است به همراه همسرش جشن باشکوهی برگزار کردند. آنها مدت‌ها بود منتظر چنین روزی بودند اما درست 12 روز قبل از زایمان، پزشکان نسبت به زنده بودن جنین شک کردند و بعد از معاینه متوجه شدند جنین مرده است. چند ساعت بعد از اینکه جسم بی‌جان کودک تحویل کاترین شد، او غش کرد و افتاد و این در حالی بود که هیچ مشکل جسمی برای کاترین پیش نیامده بود. پزشکان بعد از معاینه او متوجه شدند که او دچار سندرم قلب شکسته شده است. در این وضعیت قلب واقعا نمی‌شکند بلکه دچار ضعف عضلانی و عملکردی می‌شود و حالتی مانند سکته قلبی را تجربه می‌کند. دلیل این اتفاق هم ناراحتی، دلتنگی و شکست‌های عاطفی و حتی کاری می‌تواند باشد.
 
موارد دیگر سندرم قلب شکسته

حتما داستان‌های عاشقانه تراژیک را شنیده‌اید؛ داستان‌هایی مانند خانمی که بعد از خواندن نامه خداحافظی نامزدش به زمین افتاده و دیگر بلند نشده یا داستان مادری که بعد از مرگ دخترش در اثر یک تصادف دچار شوک شده است. در واقع نام این سندرم برای اولین‌بار در سال 1991 با عنوان «تاکوتسوکاردیوپاتی» توسط پزشکان ژاپنی معرفی شد. تاکوتسو به معنی ظرفی است که ژاپنی‌ها در آن ماهی می‌ریزند و کاردیوپاتی به معنی ماهیچه قلب است.
چه اتفاقی می‌افتد؟

مغز،‌ دستگاه عصبی و قلب انسان با یکدیگر مرتب هستند. بنابراین زمانی که عواملی مانند استرس،‌ ترس یا ناراحتی ایجاد می‌شود هورمون‌هایی که ترشح می‌شوند بدن را هیجانی کرده و ضربان قلب را بالا می‌برند. وقتی به طور ناگهانی مقدار زیادی از این هورمون‌‌ها ترشح شود می‌تواند قلب را شوکه کند. به این ترتیب عضلات قلب ضعیف شده و نمی‌توانند خون کافی را به مغز پمپاژ کنند و این حالت با نوع معمول نارسایی قلبی که در آن خون کافی به قلب نمی‌رسد، متفاوت است. به نظر می‌رسد در این سندرم هورمون‌های استرس بر قلب تاثیر زیادی داشته باشند. در اصل در این بیماری هیچ شریانی مسدود نمی‌شود.

پس کلاغ پر جنس مخالف بیوفا  هم پرچشمکاگر مشکل شما مرگ همسر یا فرزند است این قانون طبیعت است به 4 فصل سال نگاه کنید مرگ و تولد را به وضوح ببینید انسان هم جزئی از طبیعت است پس غم و غصه بخاطر مرگ هم پر-اگر مشکل نازائی دارید سری به پرورشگاهها بزنید کودکان معصومی که چشم انتظار شما عزیزان هستند-اگر بانوئی زشت هستید و بخاطر قیافه خود غصه می خورید بدانید و آگاه باشید که قیافه ظاهری انسانها هرگز پایدار نخواهد ماند عواملی مانند پیری -تصادفات رانندگی-آتش سوزی و هزاران حادثه دیگر باعث از دست رفتن صورت زیبا خواهند شد پس حسادت و غصه بخاطر قیافه هم پرلبخنددر ضمن علم هم پیشرفت کرده اگر مشکلتان خیلی خیلی حاد است می توانید عمل جراحی زیبائی انجام دهید ولی غم و اندوه و سندرم قلب شکسته پرلبخنداگر دانشگاه قبول نشدید دنیا به آخر نرسیده لیسانسه ها هم بیکارند پس غصه ممنوع -اگر بخاطر چاقی و اندام زشت خود غصه می خورید لاغر شدن اصلا رویا نیست با کمی همت و ورزش می توانید تبدیل به مانکن زیبا و کمرباریک شوید-اگر ترشیده شدید از سن ازدواجتان گذشته هیچ خواستگاری هم ندارید باز هم ناراحت نباشید الکی غصه نخورید مطمئن باشید مردان ترشیده و بی زن هم کم نیستند فقط همت می خواهد که آنان را پیدا کنیدخندهکمی به آمار طلاق ها نگاه کنید اینهمه مرد مطلقه وجود دارد سندرم قلب شکسته چرا عزیزم؟کمی به قبرستانها تشریف ببرید چه بسیار مردانی که همسرانشان فوت شده و بیوه مانده اند خب همه اینها به دنبال یک زن یا دختر خواهند بود بهتر نیست بجای غصه خوردن اعتماد به نفس خود را بالا ببرید ؟چشمکشما یک زن هستید یک دختر هستید مردها همیشه به شما نیازمندند کمی تاریخ بخوانید چه جنگها و کشتارهائی که مردان بخاطر زنان انجام ندادند پس دختران ترشیده هم نباید به سندرم قلب شکسته مبتلا شوند چون در هر سنی می توان ازدواج کرد فقط باید زیبا بود سن یک عدد است چه بسیار دختران جوانی که از غصه و ناراحتی بسیار خیلی بیشتر از سنشان به نظر می رسند بنابرین شاد باشید از انواع ماسکهای زیبائی طبیعی برای پوست و موی خود استفاده کنید هرگز هم چاق نشوید ادب و وقار و متانت خود را حفظ کنید همواره آرام باشید مطمئن باشید آرامش برای شما زیبائی و جذابیت به همراه می آورد و بالاخره شما هم روزی ازدواج خواهید کرد پس غم و غصه بخاطر دیر ازدواج کردن هم پرلبخند

علائم سندرم قلب شکسته

علائم سندرم قلب شکننده می‌تواند مانند حمله قلبی باشد. علائم این بیماری می‌تواند شامل درد قفسه سینه، تنگی نفس، ضربان قلب نامنظم و ضعف عمومی باشد.  هرگونه درد طولانی‌مدت یا درد قفسه سینه می‌تواند نشانه حمله قلبی باشد بنابراین مهم است که جدی گرفته شود. در صورتی که فرد تجربه درد قفسه سینه داشته باشد باید هرچه زودتر به پزشک مراجعه کند همچنین در صورتی که فرد موقعیت استرس‌زایی را تجربه کرده باشد باید پزشک را در جریان قرار دهد.

درمان سندرم قلب شکسته

به دلیل تحقیقات ناکافی در این زمینه هنوز راه درمان مشخصی برای آن به اثبات نرسیده است اما چیزی که مهم است این است که باید این بیماری را از حمله قلبی جدا کرد. بیشتر افراد خود به خود بهبود می‌یابند ولی پزشک ممکن است داروهای گشاد کننده عروق (یا بتابلاکر) تجویز کند.  در مجموع درمان این حالت هم مشابه برخی مشکلات قلبی دیگر است. اما در مورد تجویز دارو پس از برطرف شدن شوک اولیه اختلاف نظر وجود دارد. تحقیقات فعلی ثابت نکرده داروهای معمول قلبی می‌تواند پس از برطرف شدن شوک اولیه عملکرد قلب و سرعت بهبود یافتن آن را تسریع کند.

نظر شیوا در مورد درمان سندرم قلب شکسته

داشتن یک سنگ صبور و دوست خوب و بامعرفت قلب انسان را از غم و اندوه خالی می کند

امیدوارم بانوان زیبای کشورم هرگز مبتلا به سندرم قلب شکسته نشوند و در مواجهه با مشکلات بازی کلاغ پر را هرگز از یاد نبرندچشمکروزگارتان آرام



تاريخ : ۱۳٩۳/۸/۳٠ | ۱۱:۳۱ ‎ق.ظ | نویسنده : شیوا | نظرات ()

 

مرتضی پاشایی خواننده، نوازنده و آهنگساز پاپ ایرانی  امروز در سن 30 سالگی درگذشت .او در 13 آبان 1393 به علت شرایط وخیم بیماری سرطان در بیمارستان بهمن تهران بستری شد. و پس از ده روز در بامداد آدینه بیست و سوم آبان در همان بیمارستان از دنیا رفت.

 کارشناسان او را از پیروان سبک شادمهر عقیلی و محسن یگانه می‌دانند.

ترانهٔ «یکی هست» از کارهای شاخص پاشایی است که به عنوان تیتراژ برنامهٔ تلویزیونی ماه عسل از تلویزیون  پخش شد. پاشایی ترانهٔ «عصر پاییزی» را برای مجموعهٔ تلویزیونی به همان نام ساخته بود که هیچگاه از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران اجازهٔ پخش نگرفت.روح مرتضی پاشائی شاد و یادش همیشه سبز باد خیلی زود غروب کرد.ناراحت

 

این پست را تقدیم می کنم به پدر و مادر مرتضی پاشائی عزیز و همچنین تقدیم می کنم به بانو ترمه عزیز و مهربان مدیر وبلاگ ردپای دریا که چند ماه قبل فرزندشان را از دست دادند.

داستان شمع خاموش

مردی  دختر سه ساله اش را بسیار دوست می داشت.


دخترک به بیماری سختی مبتلا شد.پدر به هر دری زد تا کودک


سلامتیش را دوباره به دست بیاورد هر چه پول داشت برای درمان او خرج کرد ولی بیماری جان دخترک را گرفت و او از دنیا رفت.......ناراحت

آن مرد در خانه  را بست و گوشه گیر شد.با هیچ کس صحبت


نمی کرد و سر کار نمی رفت.دوستان و آشنایان خیلی سعی کردند تا او را به زندگی عادی برگردانند ولی موفق نشدند.

 شبی پدر رویای عجیبی دید. او در خواب دید که در بهشت حضور دارد و صف منظمی ازفرشتگان کوچک در جاده ای طلایی به سوی کاخی مجلل در حرکت هستند.

 هر فرشته شمعی در دست داشت و شمع همه فرشتگان


به جز یکی روشن بود.


آن مرد وقتی جلوتر رفت دید فرشته ای که شمعش خاموش است همان دختر خود اوست.


پدر فرشته غمگینش را در آغوش گرفت و او را نوازش داد از او


پرسید:دلبندم چرا غمگینی؟چرا شمع تو خاموش است؟ 

 دخترک به پدرش گفت:بابا جان هر وقت شمع من روشن می شود اشک های توآن را خاموش می کند و هر وقت تو .....


دلتنگ می شوی من هم غمگین می شوم. 

 پدر در حالی که اشک در چشمانش حلقه زده بود از خواب پرید.

 اشکهایش را پاک کرد انزوا را رها کرد و به زندگی عادی خود باز گشت.

شیوا نوشت: اینجا دنیای مجازی است ولی خدا می داند قلب شیوا هرگز مجازی نبوده و نخواهد بود غم از دست دادن فرزند چه سخت و جانکاه است و درک این فقدان برای کسی که مادر نیست ملموس نیست ولی لطفا شمع فرشته های خود را با اشک های خود خاموش نکنید کودکان سرطانی و بی سرپرستی هستند که هنوز زنده اند و نیازمند دستان پرمهر شما عزیزان هستند کاش با روشن کردن قلب این عزیزان دستان فرزند از دست رفته تان را پر از شمعهای زیبا و نورانی کنید.

پدر و مادر مرتضی پاشائی کربلا رفته بودند و برای سلامتی فرزندشان دعا کردند خود مرتضی هم تا آخرین لحظه با بیماری اش جنگید ولی مرگ دست خداست انسانهای کوته فکری را می بینم که با شرکت در کلاسهای یوگا و خودهیپنوتیزم احساس غرور و قدرت می کنند فکر می کنند که انسان موجود برتر است و قدرت خدائی دارد ولی کدامیک از آنان می توانند جلوی مرگ خود را بگیرند ؟!کاش می فهمیدند به نظرم یوگا عرفان نیست فقط یک ورزش است انسان زمانی به مرز عرفان و خداشناسی می رسد که خدا را قدرت مطلق ببیند نه خود را- زندگی نعمتی است که خداوند به ما بخشیده بیائید با خدا آشتی کنیم به او لبخند بزنیم با او یک فنجان چای بنوشیم با کمک و یاری به بندگانش لبخند او را ببینیم با آزار و اذیت بندگانش خانه خدا را که قلب ما انسانهاست مانند سپاه ابرهه ویران نکنیم میزبان خوبی باشیم مهربان و خوش اخلاق باشیم تا خدا همیشه میهمان خانه قلبمان باشد و با ما هر روز یک فنجان چای بنوشد.روح مرتضی پاشائی عزیز و همچنین روح فرزند ترمه خانم عزیز دوست وبلاگی مان شاد و یادشان همواره سبز باد امیدوارم شمع آن عزیزان  از دست رفته هرگز خاموش نشود.آمین



تاريخ : ۱۳٩۳/۸/٢۳ | ٢:۱٠ ‎ب.ظ | نویسنده : شیوا | نظرات ()
  • دنیای اس ام اس | سامان