مهم نیست چه چیز به یک زن بدهی، هر چه بدهی آنرا بهتر می‌سازد:
.. نطفه‌ای به او بده فرزندی به تو خواهد بخشید!
.. خانه‌ای به او بده، از آن کاشانه‌ای خواهد ساخت!
.. لبخندی به او بده، قلبش را به تو خواهد بخشید :
زن آنچه را به او بدهند تکثیر می‌کند و پژواک می‌بخشد.
پس اگر به او یک زندگیِ جهنمی بدهی، تعجب نکن که از آن جهنمی بزرگتر برایت بسازد!

مردان عربستان بخوانند وقتی به زن حق رانندگی و انتخاب نمی دهید حتی حق نفس کشیدن را از او سلب می کنید زن هم دو حیوان حرامزاده مانند شما تربیت می کند که در فرودگاه جده به دو نوجوان ایرانی تعرض می کنند.تجاوز یا شبه تجاوز-نامش هر چه باشد یک عمل منفور و حیوانی است.اگر ایرانی هستید ساکت نمانید .عربستان را سرجای خود بنشانید.تعرض به دو نوجوان ایرانی در فردودگاه جده توسط ماموران سعودی فردودگاه -خبری بود که به شدت قلبم را آزار داد نوجوانان ایرانی به همراه والدین خود برای تعطیلات نوروزی عازم عربستان و سرزمین وحی شدند هنگام بازگشت در فرودگاه جده دو مامور فرودگاه عربستان به بهانه بازرسی بدنی آندو را در اطاقکی برهنه کردند خود نیز برهنه شدند که با سروصدای آن دو نوجوان به مقصود خود نرسیدند.

آرام نمانید این جسارت را بی پاسخ نگذارید پس غیرت مردان ایرانی کجاست؟

ای قوم به حج رفته کجائید ؟معبود همینجاست بیائید بیائید.

با وجود اینهمه مشکلات اقتصادی در کشورمان -حیف این دلارهای زبان بسته نیست که به عربستان می برید و شکم عربهای شکم گنده و حریص را گنده تر می کنید؟خدا همینجاست آنجا دنبال چه می گردید ؟اینهمه کارتن خواب و فقیر-اینهمه زن فاحشه و خیابانی که بخاطر یک لقمه نان تن فروشی می کنند دخترانی که جهیزیه ندارند پسران بیکار -اینهمه بی خانمان-بیماران سرطانی و زندانیانی که بخاطر دیه و ضمانت مالی اسارت می کشند و از خانواده شان دور افتاده اند چرا دلارهایتان را صرف این عزیزان نمی کنید تا همینجا لبخند خدا را ببینید پول بدهیم شکم اعراب را گنده تر کنیم هتک حرمت هم بشویم؟! اگر کمی غیرت ایرانی در رگ شماست سفرهای حج را تحریم کنید عربستان را مجبور به عذرخواهی کنید.بازنده

و چه زیبا گفت شکسپیر.....

دنیا هم که از آن تو باشد
تا زمانى که درون قلب یک زن جایى نداشته باشى
تا درون آوازهاى عاشقانه زنى زندگى نکنى
و سهمى از دلشوره هاى زنى نداشته باشى....
فقیرترین مردى... ...

روز
زن
بر
تمام
بانوان
سرزمینم
مبارک…...........قلب
مردان ایران هم بخوانند من دختر ایرانی مادر فردای ایران زمینم من برای رشد و کمال نیاز به احترام و هویت دارم  فصل گرما نزدیک است دوست دارم مانتو رنگی صورتی یا زرد با شال رنگ روشن بپوشم از رنگ سیاه متنفرم از موجوداتی به نام گشت ارشاد متنفرم اگر من زنم اگر بهشت زیر پای من است پس به شخصیتم احترام بگذارید من بخاطر چند تار مو و مانتو رنگ روشن مجرم نیستم من مادر نسل فردا هستم من حق انتخاب در پوشش خود را دارم من دختر شما و خواهر شما هستم  معنی ندارد چند زن و مرد نامحرم با هم در ماشین کولردار بنشینند و مواظب چند تار مو و رنگ مانتوی زن ایرانی باشند بهشت زیر پای من است نسل فردا را من تربیت می کنم من شایسته احترامم.لطفا به من و همجنسان من بی احترامی نکنید.
من عاشق کشورم هستم مردان و زنان سرزمینم بهترین هستند دوستتان دارم روز زن بر بانوان زیبای سرزمینم مبارک باد قلبهوراخانمهای عزیز همیشه به خودتان احترام بگذارید تا مردها هم مجبور شوند به شما احترام بگذارند شما شایسته بهترینها هستید.لبخند


تاريخ : ۱۳٩٤/۱/٢٠ | ٢:٤٠ ‎ب.ظ | نویسنده : شیوا | نظرات ()

 

دو قدم مانده به خندیدن برگ

یک نفس مانده به ذوق گل سرخ

چشم در چشم بهاری دیگر

...

تحفه ای یافت نکردم که کنم هدیه تان

یک سبد عاطفه دارم

همه ارزانی تان آمدن بهار عاشق مبارک

 

غزلی زیبا از حضرت مولانا

نوروز بمانید که ایّام شمایید!
آغاز شمایید و سرانجام شمایید!
آن صبح نخستین بهاری که ز شادی...
می آورد از چلچله پیغام، شمایید!
آن دشت طراوت زده آن جنگل هشیار
آن گنبد گردننده ی آرام شمایید!
خورشید گر از بام فلک عشق فشاند،
خورشید شما، عشق شما، بام شمایید!
نوروز کهنسال کجا غیر شما بود؟
اسطوره ی جمشید و جم و جام شمایید!
عشق از نفس گرم شما تازه کند جان
افسانه ی بهرام و گل اندام شمایید!
هم آینه ی مهر و هم آتشکده ی عشق،
هم صاعقه ی خشم ِ بهنگام شمایید!
امروز اگر می چمد ابلیس، غمی نیست
در فنّ کمین حوصله ی دام شمایید!
گیرم که سحر رفته و شب دور و دراز است،
در کوچه ی خاموش زمان، گام شمایید
ایّام ز دیدار شمایند مبارک
نوروز بمانید که ایّام شمایید!


سال نو مبارک -من ایمان دارم امسال سال خوب و خوشی در پیش خواهیم داشت امسال سال صلح و دوستی و عشق و صفاست امسال سال شادی و عروسی و عشقهای آسمونیه امسال سال ثروت و سلامت و ایمان به خداست .امسال سال عقل و شکوفایی استعدادهاست-امسال سال علم و دانش است امسال سال رسیدن به آرزوی قشنگ و رنگی است امسال سال پیوند دلها و روحهاست سال عشق و شادی است.امسال سال سفر و مسافرت با عزیزین کسانی است که دوستشان داریم قلبامسال بهترین سال من و شماست شک نکنید امسال سال من است سال شماست شک نکنید امسال سال ماست من از همینجا به همه دعاهای قشنگتون آمین می گم ومطمئنم امسال همگی سال خوب و خوشی در پیش خواهیم داشت قلب

 

 سال نو بر همگی مبارک عزیزان من-امسال تصمیم گرفتم کار جدیدی بکنم و اون اینکه هر کدوم از شما توی قسمت نظرات آرزوهای قشنگتون رو بنویسید میتونید اسم خودتون رو ننویسید یا آدرس نزارید ولی میتونید آرزوی قشنگتون رو از همینجا برای خدا پست کنید من با همه وجودم به آرزوهای قشنگتون آمین می گم و ایمان دارم هر آرزویی که اینجا نوشته بشه صد در صد امسال سال 1394 به وقوع می پیوندد شک نکنید فقط بنویسید...لبخندچشمکنوشتن آرزوها از نظر علمی هم ثابت شده اینو فقط شیوا نمیگه دانشمندان هم ثابت کردند.پس بنویسید شک نکنید.لبخند



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/٢٩ | ٦:٤٧ ‎ب.ظ | نویسنده : شیوا | نظرات ()

امروز 15 اسفند روز زیبای درختکاری است بیائید از این به بعد بجای گوسفند یک درخت نذر کنیم کشتن حیوانات جنایت است عبادت نیست هرگز اجازه نخواهم داد روز عروسی ام گوسفند مظلومی را زیر پایم قربانی کنند فرقی نمی کند چه جشن باشد چه عزا-جنایت همیشه جنایت استمتفکرکسانی که از طریق کشتار حیوانات مظلوم ادعای کمک به فقرا را دارید با نیم کیلو, 1کیلو گوشت که نهایتا 1وعده غذایشان را تامین کند تغییر چندانی در وضعیت فقرا ایجاد نمیکنید اگر واقعا قصد کمک دارید میتوانید همان هزینه ی خریدن و کشتن گوسفند بینوا را صرف خرید مقدار زیادی مواد خوراکی دیگر کنید. از جمله برنج, روغن, ماکارونی, سویا, قندو شکر, انواع حبوبان رب گوجه و خیلی اقلام دیگه که ضروری ست ... اینها میتواند جوابگوی یکی 2ماه تغذیه ی یک خانواده باشد. اگر هم این کشتار برای اسم و رسم و نشان دادن دست به خیر بودنتان به درو همسایه است پس این ادعای کمک به فقرا بحث غیرمنطقی و بیهوده ای است  و بهانه ای شده برای کشتار حیوانات بی پناه و مظلوم.

من ترجیح میدهم بجای گوسفند درخت نذر کنم تا همه از دیدن زیبایی طبیعت لذت ببرند درخت بکاریم تا بهتر نفس بکشیم عمر طولانی تری داشته باشیم گوسفند بیچاره گناه دارد.مژه


تصویری که می‌بینید مربوط است به یک فرد یهودی که مرغی را به در و دیوار می‌کوبد تا بمیرد، و به این وسیله قصد دارد قربانی‌ای تقدیم خدایش (یهوه) بکند!

دو چیز بی‌پایان است: اول «کهکشان»، دوم «حماقت بشر»، در مورد اول زیاد مطمئن نیستم!

آلبرت اینشتین...

آری حماقت بشر چه بی پایان است.


کشتن او جنایت است نه عبادت

من گیاهخوار نیستم عقیده ام هم این نیست که انسانهای گیاهخوار انسانهای بهتری هستند چون هیتلر هم گیاهخوار بود ولی جنایات بیشماری کرد اما کشتن حیوانات را به قصد نذر کردن و قربانی برای دفع چشم زخم و دور کردن بلایا اصلا قبول ندارم بجای آن درخت نذر می کنم کتاب نذر می کنم نان و ماکارونی و پول و هر چیزی که ضرری به دیگری نرساند نذر می کنم جان هیچ موجودی را نذر نمی کنم من انسانم جنایتکار نیستم اگر گوشت میخورم بر حسب نیاز روزانه بدنم می خورم اقتضای طبیعت من است لزومی ندارد جان یک حیوان بیگناه را نذر کنم.من انسانم جزو گروه داعش که نیستمچشمک



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/۱٥ | ۱۱:٠۸ ‎ق.ظ | نویسنده : شیوا | نظرات ()

 

رنج نباید تو را غمگین کند،
این همان جایى است که اغلب مردم اشتباه میکنند...
رنج قرار است تو را هوشیار تر کند ، چون انسانها زمانى هوشیارتر میشوند که زخمى شوند،
رنج نباید بیچارگى را بیشتر کند.
رنجت را تنها تحمل نکن،
رنجت را درک کن،
این فرصتى است براى بیدارى، وقتى آگاه شوى بیچارگى ات تمام میشود......
اگر که به جاى محبتى که به کسى کردید از او بى مهرى دیده اید،
مأیوس نشوید، چون برگشت آن محبت را از شخص دیگرى، در زمان دیگرى،
در رابطه با موضوع دیگرى'خواهید گرفت.
شک نکنید! این قانون کائنات است...
ناظم تو میکروفون پرسید :کی میدونه پایتخت آمریکا کجاست؟ دانش آموزان با صدای بلند جوری که نزدیک بود خفه شوند داد زدند: واشینگتون
ناظم گفت یه مرگ بر امریکایی بگین که تو واشینگتون بشنوند. دانش آموزان هم یه داد زدند که نزدیک بود حلقشون پاره شهنیشخند
دانش آموزان بزرگ شدند فرهنگ ادب و عذرخواهی را یاد گرفتند
یاد گرفتند باید از اون همسایه ای که ساعت هفت صبح با صدای عربده شون توی مدرسه بیدارشون کردند عذر خواهی کنند .یاد گرفتند به هیچکس نگویند مرگ بر تو،چون قانون کائنات این است که وقتی افکار و گفتار منفی داشته باشیم به خودمان برمی گردد  

آقای ناظم نیازی به فریاد و عربده کشی و مزاحمت برای همسایه دیوار به دیوار مدرسه نیست واژه مرگ زیبا نیست انرژی منفی به دنبال دارد ولی اگر قرار است برای کودکانمان واژه مرگ را تفسیر کنیم بهتر است بگوییم 
مرگ بر بیسوادی! مرگ بر عقب افتادگی! مرگ بر بی فرهنگی ! مرگ بر جهالت مرگ بر خونریزی و دشمنی! مرگ بر غرور مرگ بر حسادت مرگ بر افکار کپک زده و عقب افتاده
هیچگاه درک نکردم ،چرا کافری که بیمار میشود ،دچار عذاب الهی شده و مسلمانی که بیمار میشود، دچار آزمون الهی ..! مرض که یکیست ! شاید تفاوت در نگرش انسانهاست

 خداوندا سپاسگزارم که به ما نیروی عقل بخشیدی تا تفکر کنیم و درست زندگی کنیم

به تاریخ های روی سنگ قبر نگاه کنید:
تاریخ تولد- تاریخ مرگ
آنها فقط با یک خط فاصله از هم جدا شده اند،
همین خط فاصله کوچک نشان دهنده تمام مدتی است که ما
روی کره زمین زندگی کرده ایم،...
ما فقط به اندازه یک "خط فاصله" زندگی می کنیم!
و ارزش این خط کوچک را تنها کسانی می دانند که به ما عشق ورزیده اند.
آنچه در زمان مرگ مهم است پول و خانه و ثروتی که باقی می گذاریم نیست، بلکه چگونه گذراندن این خط فاصله است.
بیایید به چرایى خلقتمان بیاندیشیم
بیایید بیشتر یکدیگر را دوست داشته باشیم
دیر تر عصبانی شویم
بیشتر قدردانی کنیم
کمتر کینه توزی کنیم
بیشتر احترام بگذاریم
بیشتر لبخند بزنیم
و به یاد داشته باشیم که این "خط فاصله" خیلی کوتاه است!

لیست کارهای خانه تکانی سال نو:
۱) پاک کردن غم گذشته ها،
۲) دور ریختن کینه ها،
۳) شستن افکار منفی،
۴) چیدن عشق در طاقچه،...
۵) سبز کردن مهر،
۶) خرید شادی و حراج محبت،
*خانه تکانیتان به شادی دوستان عزیز و مهربانم*...!!!

 همیشه مثبت باشید و افکار و اندیشه های مثبت را جذب کنید واژه های منفی برایتان فرکانسها و ارتعاشات منفی به دنبال دارند بهار نزدیک است افکار و قلبمان را خانه تکانی کنیم افکار و اندیشه های کپک زده ممنوع قلبهای پر از کینه و انتقام ممنوع سلام بر شادی سلام بر عشق سلام بر دوستی و محبت سلام بر صلح و آشتی

 دوستتون دارم دلم براتون خیلی تنگ شده بود از لطف و محبتتون بسیار سپاسگزارمقلببغلمژه

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/۸ | ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ | نویسنده : شیوا | نظرات ()

اوشو کیست؟!اوشو عارف بزرگ هندی که بیش از هزاران کتاب و مقاله نوشته بود و پیروان بسیاری هم در دنیا دارد برای انسانهای بسیاری بت است ولی همین انسان عارف 93 دستگاه اتومبیل رولز رویس در کلکسیون خود داشتنیشخندعزیزان باور کنید قوه عقل جزو دکوراسیون بدن نیست بیائید قدری از این نیرو هم استفاده کنیم!یک عارف چه نیازی به مادیات دارد؟!چرا اینهمه؟چرا فقط یکی نه؟!چه بسا انسانهایی هستند که حتی به نان شب خود نیز محتاجند

اشو می‏گوید انسان معنوی کسی است که از فزون‏طلبی رهیده و آرامش را به تمام معنا تجربه کرده است. ولی مدیر برنامه‏هایش می‏گفت اشو  نود دستگاه ماشین رولز-رویس(شرکت انگلیسی که تولید کننده خودروهای لوکس است و بعدا با بی.ام.و ادغام شد) با روکش طلا دارد و چون این مدل ماشین را زیاد دوست دارد، تلاش داریم تعداد ماشین‏های او را به تعداد روزهای سال(365 دستگاه) برسانیم که برای او دل‌زدگی نیاورد.تعجب وی در بعضی از مصاحبه‏هایش می‏گفت: من نود ماشین دارم. (مستندی در این باب وجود دارد که حاوی مصاحبۀ اشو است. وی در این مصاحبه وجود این تعداد ماشین را با افتخار تأیید می‌کند).
 
به‌راستی کسی که ادعا می‏کند آرامش را کاملاً تجربه کرده است، چرا باید زیاده‏خواهی در او هم‏چنان شعله بکشد؟ مگر برای رفع نیاز اشو چند ماشین نیاز است؟ همین ناآرامی درونی باعث شده اشو چند بار نام خویش را نیر تغییر دهد.
 
همین طور وی مدّعی است من به عشق دعوت می‏کنم و آیینِ من به تولید عشق منجر می‏شود؛ اما در عمل به هرزگی اخلاقی می‏کشاند. ادعا می‏کند در مرامِ من به آرامش می‏رسید؛ اما از قضا به چیزی دعوت می‏کند که با غرق شدن در آن هیچ کس روی آرامش را نخواهد دید(دعوت به امور جنسی به عنوان راه سلوک).
 
شکی نیست که غریزۀ جنسی مرداب‌گون و سیری‏ناپذیر است و آدمی با تمرکز بر آن بیش‌تر غرق می‏شود. تنوع‏طلبی این میل اجازه نمی‏دهد که انسان‏ها به مرتبه‏ای از آن قانع شده و آرام گیرند.شک نیست که میل جنسی نیاز ضروری انسانهاست و نباید سرکوب شود ولی آزادی میل جنسی هم بی بند و باری به همراه می آورد.
حالا ما با 93 ماشین رولز رویس -معنویت اوشو را باور کنیم یا دم خروس رانیشخند
واقعا انسان عارف چه نیازی به مادیات و تجملات دارد!اوشو عجب ملانصرالدینی بوده!نیشخندامروز داشتم از تلویزیون به سخنرانی پیرمردی گوش می دادم که موجب خنده من شد او می گفت حالا که وضع اقتصاد تا این حد خراب است بجای 3 وعده غذا -یک وعده غذا بخوریم و مقاومت کنیم!نیشخندقبلا که مرغ گران بود می گفتند مرغ نخورید اشکنه بخوریدنیشخندهر عقل سلیمی می داند که بدن انسان در روز به 3 یا 5 وعده غذایی نیازمند است حالا ما که قصد خودکشی نداریم چرا یک وعده غذا بخوریم که جمعیت ایران کمتر شود؟!نیشخندکودکان برای رشد و نمو به مواد غذایی غنی و سرشار از پروتئین و کلسیم نیازمندند مادران باردار هم اگر یک وعده غذا بخورند کودکانشان عقب مانده و ناقص العقل بدنیا می آید بزرگسالان هم با یک وعده غذا تلف می شوند نکند اینجا دارد تبدیل به سومالی می شود؟!کمبود مواد غذایی باعث بیماریهایی نظیر آلزایمر و پوکی اسخوان حتی مرگ و میر می شود خدایا وقتی عقل را بین بندگانت تقسیم می کردی عده ای کجا بودند؟!آخاوشوی عزیز- تو خوابیدی ما بیداریم ای کاش آن 93 ماشین رولز رویس را به ایران هدیه می دادی ثوابش از آن هزاران مقاله و کتابی که نوشتی بیشتر بود-بنی آدم اعضای یکدیگرند هیچ انسانی دوست ندارد فقیر باشد فقر گاهی از پدر و مادر فقیر به انسان ارث می رسد کودک فقیری که با حسرت به آبنبات چوبی دوستش نگاه می کند در بزرگسالی به زورگیری و دزدی روی می آورد سپس هم اعدام می شود و این فقر باز هم به فرزندان او به ارث می رسد افسوس!
کاش بجای تعصبات بیجا و بت پرستی از نیروی عقل و اندیشه خود استفاده می کردیم هیچ انسانی بت نیست هیچ انسانی معصوم نیست همه اشتباه می کنند اوشو هم اشتباه کرد کسانی که دنبال یوگا و عرفانهای نوظهور هستند خود را خدا می دانند ولی هرگز فکر نمی کنند چه جور خدایی هستند که از یک ساعت آینده خود هم خبر ندارند حتی زمان مرگ خود را هم نمی دانند!اینان کیسه هایی درست کردند تا مردم ساده لوح را با سخنان زیبایشان اغفال کنند و به ثروت برسند از این عرفانهای نوظهور فقط گردنی مانند خروس و غرور و تعصب بیجا به این انسانها منتقل شده طبلهای توخالی که هیچ نیستند ولی ادعایی خدایی و انسان کامل بودن می کنند.انسان زمانی به خدا نزدیک است که قلب همنوعان خود را شاد کند-خود را وقف مردم کند مادیات را رها کند فروتنی پیشه کند اگر غیر از این باشد این شخص عارف نیست بلکه در چاه جهل خود اسیر است انسانهای نادان را هم به این چاه می اندازد لطفا مواظب این قبیل دم های خروس و گردن های خروسی برافراشته باشید!روزگارتان سبز و آرام-در ضمن مراقب سلامتی خود باشید به حرفهای هیچ جاهلی گوش ندهید انسان به 3 وعده غذا نیاز دارد ماشینی که بنزین ندارد راه نمی افتد انسان هم همینطور است.لبخند
 


تاريخ : ۱۳٩۳/۱۱/۱٠ | ٩:۱٦ ‎ب.ظ | نویسنده : شیوا | نظرات ()

### شکستن غرور شخصی؛اولین گام برای رسیدن انسان دانا به خدا####
انسانهای مغرور بی آنکه خود بدانند احمق هستند به اطراف خود نگاه کنید دنیا سرشار از احمقهایی است که هیچ نیستند ولی آنچنان غرق غرورند که گویی از دماغ فیل افتاده اند لبخندعزت نفس،احترام بخود،اعتمادبنفس،خود ارزشمندی،خود بسندگی،حس غرور ،خود دوستی وخودباوری از جمله صفات بسیار خوب و با ارزشی اند که هر انسانی در صورت دارا بودن انها می تواند پیشرفت خوبی داشته باشد اما غرور شخصی که با تکبر،تسلط طلبی،منییت ،خود شیفتگی ودفاع روانی و سپرانسانی در مقابل ضعف های پنهان و اشکارعمل می کند متفاوت است.
در تمامی مکاتب عرفانی مبارزه با غرور شخصی گامی مهم جهت رهروی و فرزانگی است ودر این میان روایات و داستان های متعددیست.
تمرین تواضع وفروتنی،خدمت کردن بدون چشمداشت،عمل بی توقع،تمرینات
بسیار خوبی در این زمینه است.
من اشخاص زیادی دیده ام که با وجود گام گذاردن در راه معنوی یا مراقبه یا یوگا یا عرفان اما با داشتن غرور شخصی زیاد حتی تحمل شنیدن یک انتقاد کوچک را نیز ندارند.
با یک ایراد گرفتن بکلی جهان شان آشفته می شود و همواره یا با پرخاشگری شدید یا قهر و اجتناب یا توهین و تندی سعی در پوشاندن ایراد و اشکال خود دارند.
به همین منظور پس از سالها هیج تغییری در خود نداده اند دیگران  را از خود دلسرد و دور کرده اند.
عمومآ غرور شخصی زیاد از خود بزرگ بینی ناشی از نوعی *خود کم بینی*ناشی می شود.فرد در درون خویش ضعفهایی حس می کند و بعد سعی دارد با خود بزرگ بینی وغرور شخصی آن را پنهان کند.
چنین افرادی مداوم نیاز مند تعریف و تمجیدند،وبا آن زود رام و اهل معامله می شوند اما همین افراد در مقابل انتقادی کوچک یا رفتاری اعتراضی سخت براشفته می شوند و از کوره در می روند.
اگر شما می خواهید خودتان را بهتر بشناسید و خود سازی نمایید اول با غرور شخصی خود مبارزه کنید با خوتان صادق باشید و نخواهید دیگران از شخص شماو موقعیتان چندان تعریف و تمجید کند.البته تعریف و تمجید بسیار خوب است انرژی مثبت همواره باعث پیشرفت و شکوفایی انسانها می شود ولی هیچ خوب نیست با تعریف و ستایش کسی مست باده غرور شویم.

داستانک غرور

فرشتگان نگهبان بر روی زمین برای خداوند از مردی بنام اولینوس که در امپراتوری قدیم روم زندگی می کرد خبری بردند به این مضمون که اولینوس مهربان در همه ۴۷ سال زندگی اش نه به کسی بد کرده و نه هیچ گاه نا امید و گرسنه ای را از خود رانده است او آنقدر خوب است که تقاضا می کنیم او را قدرتی مافوق انسانهای دیگر عطا کنید......

پروردگار پذیرفت و فرشته ها به سراغ مرد رفتند و به او مژده دادند که اگر بخواهی صاحب قدرت شفا دادن خواهی شد.
اما اولینوس نپذیرفت نه....این قدرت را خداوند باید داشته باشد که بر تقدیر انسانها نیز آگاه است !

فرشته ها گفتند :-آیا می خواهی کلام سحر انگیز به تو عطا شود تا گناهکاران را به راه راست هدایت کنی؟
اولینوس باز هم مخالفت کرد-من در آن اندازه نیستم که وظیفه پیامبران بر دوشم باشد!

فرشته ها با ناراحتی گفتند:-اما تو نباید رد احسان کنی لااقل چیزی از خدا بخواه تا ما پیغام تو را برسانیم.
اولینوس فکری کرد و گفت از خداوند می خواهم واسطه برکات او باشم بی آنکه خود مطلع شوم چرا که می ترسم دچار غرور و خود پسندی گردم.فرشته ها رفتند و برگشتند و گفتند : خواسته ات براورده شد اما چون قرار گذاشتی خودت هم ندانی چیزی از ما نخواهی شنید!

اولینوس شکر گزاری کرد و رفت.از آن پس و به امر خداوند از هر کجا که اولینوس مهربان رد می شد
به فاصله چند دقیقه بیماران شفا می یافتند و زمین حاصلخیز می شد و.......اما اولینوس هرگز دچار غرور نشد!

داستانک زیبای غرور

در زمانهای قدیم دو برادر یکی به نام «ضیاء» و دیگری به نام «تاج» در شهر بلخ زندگی می کردند. ضیاء مردی بلندقامت، بذله گو، نکته سنج و خوش اخلاق بود. اما برادرش «تاج» قدی بسیار کوتاه داشت، با این حال از علم بالایی بهره می برد، به همین سبب بسیار مغرور بود و به برادرش به دیده حقارت می نگریست. حتی از وجود او خجالت می کشید.

روزی ضیاء به مجلس برادرش تاج که با حضور شخصیت های بزرگ برپا شده بود وارد شد، ولی غرور علمی تاج مانع از آن شد که به احترام برادرش بایستد. از این رو نیم خیز شد و به سرعت نشست.
 
وقتی ضیاء از برادرش آن حرکت ناپسند را دید، با کنایه ای که حکایت از نکته سنجی او داشت، فی البداهه به مزاح گفت: «چون خیلی بلند قامتی، برای ثواب، کمی هم از آن قامت سروت بدزدنیشخند
شیوا نوشت: چه انسانهای نادانی هستیم که بخاطر چیزهای فانی مغروریم اگر چشم بصیرت داشته باشیم می فهمیم که هیچ نیستیم هر چه داریم روزی نابود می شود از صورت زیبا و ماشین زیبا و موبایل مدل بالا و لباسهای فاخر گرفته تا داشتن همسر و خانواده و مقام و شهرت و ثروت-همه روزی از دست خواهند رفت هر چه داریم فانی ایست برای چیزهای فانی مغرور نباشیم فخر نفروشیم علم هم همینطور هر چقدر دانا باشیم باز هم داناتر از ما بسیارند از قدیم گفتند دست بالای دست بسیار است پس با عرض پوزش بسیار لطفا احمق نباشیم از خداوند مهربان بسیار سپاسگزارم که نیروی تفکر را برای اندیشیدن به انسانها بخشیده نه به عنوان وسایل تزئینی و دکورواسیونلبخندخیلی دوستتان دارم روزگارتان همواره سبز و آرام به غرور بگوئید من نادان نیستم که اسیر تو شوم  برو طعمه دیگری جستجو کن.




تاريخ : ۱۳٩۳/۱٠/٢٦ | ۱٢:۳٠ ‎ب.ظ | نویسنده : شیوا | نظرات ()

آهای عمو یادگار نمی ری تو غار؟! بله علم پیشرفت کرده ایران رادیاتور و بخاری های گازی آمده ولی وقتی پول برق و گاز را نداریم بهتر است در غار زندگی کنیمنیشخندپس عمو یادگار قربان دستت اگر آنجا غار اجاره میدهند فقط کافی ایست یک تماس بگیریچشمک

اینگونه به من نگاه نکنید ریاضت اقتصادی تا کی؟پول نفت که سر سفره نیامد آقای نان هم گران شد پول آب و برق و گاز گران شده اما حقوق کارگران و کارمندان و یارانه نقدی همچنان افزایش نیافته است.اینگونه پیش برود باید در غار زندگی کنیم وای چه پیشرفتی چه تمدن عظیمی!عمو یادگار ما را هم ببر به غار.

چندی پیش نان گران شد . تکلیف هزاران کارتن خواب و بی خانمان که سهم آنها از ثروت کشور فقط یک کارتن یا یک چادر یا حلبی است چه می شود؟ چه بر سرشان خواهد آمد وکودکان کار و خیابان, زاعه نشینان - بیکاران و کارگران و خانواده های بی سرپرست و آنهایی که پدران و مادرانشان در زندان هستند.کودکی که گرسنه است و غم نان دارد چگونه سر کلاس به دروغ مشق بنویسد "بابا نان داد"!

اما چرا نان گران شد؟!

می گویند  قیمت گندم از‌ سال گذشته در بازارهای جهانی افزایش داشته و دولت ناچار به افزایش قیمت گندم بوده است این درحالی است که نانوایان نیزدر 3سال گذشته به دلیل افزایش هزینه سوخت، آب و برق و همچنین نرخ دستمزد کارگران و مالیات دچار مشکل شده و درخواست افزایش قیمت نان را با دولت مطرح کرده‌اند که این افزایش قیمت نان همزمان با افزایش قیمت گندم مصرفی برای کارخانه‌های آرد رقم خورده است.

می گویند با وجود آن‌که نانوایان خواهان افزایش قیمت بیشتر از 30درصد بوده‌اند اما دولت نرخ 30 درصد را تصویب کرده است و ممکن است در آینده با شیب ملایم‌تری قیمت نان را باز هم افزایش دهد اما در شرایط فعلی تنها همین نرخ 30 درصد به نانوایان ابلاغ شده است و میزان یارانه تعلق گرفته به تولیدکنندگان آرد نیز تغییری نداشته است.  با این حساب دولت برخلاف سناریوهای مطرح‌شده خود، قیمت نان را افزایش داده است بدون آن‌که میزان یارانه اختصاصی به بخش آرد و گندم را تغییر دهد یا یارانه افزایش نرخ نان را برای مصرف‌کننده در نظر بگیرد.

وعده دولت: افزایش قیمت نان به شرط یارانه

نرخ نان که مدت‌هاست مورد اعتراض نانوایان سراسر کشور قرار گرفته است در مقاطعی موجب کم‌فروشی و افزایش غیرقانونی قیمت‌ها شده بود. براساس گزارش رسانه‌های محلی در سراسر کشور، نانوایان در اعتراض به اعمال نکردن افزایش قیمت نان در 3سال گذشته اقدام به کم کردن وزن چانه‌های نان کرده یا با ترفندهایی نظیر نان سبوس‌دار یا کنجددار نرخ نان را به صورت غیردستوری افزایش داده بودند. نانوایان با اشاره به افزایش سالانه دستمزد کارگران، افزایش قیمت سوخت و اجاره‌بها و مالیات نسبت به اعمال نشدن افزایش قیمت نان در 3 سال گذشته معترض بوده‌اند.

طرح این موضوع در هیأت دولت به تعریف 3 سناریو برای افزایش قیمت نان منجر شد. براساس این سناریوها دولت موافقت کرد که افزایش قیمت نان را با یکی از 3 شرط زیر به اجرا بگذارد: 1. افزایش قیمت نان و اختصاص مابه‌التفاوت قیمت نان به صورت یارانه به مصرف‌کننده 2. افزایش قیمت نان به شرط اختصاص مابه‌التفاوت قیمت نان به صورت یارانه به تولیدکنندگان آرد و گندم 3. افزایش نرخ نان به شرط اختصاص همزمان مابه‌التفاوت قیمت به صورت یارانه به مصرف‌کننده و تولیدکنندگان.

پس از طرح این 3 سناریو دولت اقدام به افزایش همزمان نرخ گندم، آرد و نان کرد. به‌طوری‌که نرخ هر کیلو گندم که تا پیش از این با قیمت هر کیلو 465 تومان در اختیار کارخانه‌های آرد قرار می‌گرفت به 665 تومان رسیده است و متعاقب آن نرخ آرد مصرفی برای نانوایان نیز افزایش داشته است. پس در نتیجه افزایش قیمت نان  سودی برای نانوایان هم نداشته است.حالا که هم سیخ سوخته و هم کباب -پس تکلیف مردم و نانوایان چه می شود؟با گران شدن نان مشکل نانوایان برطرف نشد بر مشکلات مردم هم افزوده شد.افسوس

 شیوا نوشت:دیروز شنیدم جمعیت ایران به 80 میلیون نفر رسیده است خب به سلامتی! خدا زیادتر کند ! ولی آیا این 80 میلیون نفر نان نمی خواهند؟!نکند می خواهید به جای نان به این 80 میلیون خربزه بدهید؟چشمکاینگونه به من نگاه نکنید ضرب المثلی وجود دارد که می گوید: فکر نان باش که خربزه آب است.

داستان ضرب المثل فکر نان کن که خربزه آب است 

 

در روزگاران قدیم دو دوست بودند که کارشان خشت مالی بود. از صبح تا شب برای دیگران خشت درست می کردند و حقوق ناچیزی می گرفتند. آنها هر روز مقدار زیادی خاک را با آب مخلوط می کردند تا گل درست کنند، بعد به کمک قالبی چوبی، از گل آماده شده خشت می زدند. یک روز ظهر که هر دو خیلی خسته و گرسنه بودند، یکی از آنها گفت: " هرچه کار می کنیم، باز هم به جایی نمی رسیم. حتی آن قدر پول نداریم که غذایی بخریم و بخوریم. پولمان فقط به خریدن نان می رسد. بهتر است تو بروی کمی نان بخری و بیاوری و من هم کمی بیشتر کار کنم تا چند تا خشت بیشتر بزنم. " دوستش با پولی که داشتند، رفت تا نان بخرد. به بازار که رسید، دید یکجا کباب می فروشند و یکجا آش دلش از دیدن غذاهای گوناگون ضعف رفت. اما چه می توانست بکند، پولش بسیار کم بود. به سختی توانست جلوی خودش را بگیرد و به طرف کباب و آش و غذاهای متنوع دیگر نرود. وقتی که به سوی نانوایی می رفت، از جلوی یک میوه فروشی گذشت. میوه فروش چه خربزه هایی داشت ! مدتها بود که خربزه نخورده بود. دیگر حتی قدرت آن را نداشت که قدم از قدم بردارد. با خود گفت: کاش کمی بیشتر پول داشتیم و امروز ناهار، نان و خربزه می خوردیم. حیف که نداریم. تصمیم گرفت از خربزه چشم پوشی کند و به طرف نانوایی برود. اما نتوانست. این بار با خود گفت: اصلا ً چه طور است به جای نان، خربزه بخرم. خربزه هم بد نیست، آدم را سیر می کند. با این فکر، هرچه پول داشت، به میوه فروش داد و خربزه ای خرید و به محل کار، برگشت.

در راه در این فکر بود که آیا دوستش از او تشکر خواهد کرد؟ فکر می کرد کار مهمی کرده که توانسته به جای نان، خربزه بخرد. وقتی به دوستش رسید، او هنوز مشغول کار بود. عرق از سر و صورتش می ریخت و از حالش معلوم بود که خیلی گرسنه است. او درحالی که خربزه را پشت خودش پنهان کرده بود، به دوستش گفت: " اگر گفتی چی خریده ام ؟ "از خود راضی

دوستش گفت: " نان را بیاور بخوریم که خیلی گرسنه ام. مگر با پولی که داشتیم، چیزی جز نان هم می توانستی بخری ؟ زود باش. تا من دستهایم را بشویم، سفره را باز کن ".
مرد وقتی این حرفها را شنید، کمی نگران شدنگران و با خود گفت: " نکند خربزه سیرمان نکند. " دوستش که برگشت، دید که او  به جای نان، خربزه ای خریده. جلوی عصبانیت خودش را گرفت و گفت: " پس هوس خربزه کردی ؟ حتما ً انتظار داری با خوردن خربزه بتوانیم تا شب گل لگد کنیم و خشت بزنیم، نه جان من، نان قوت دیگری دارد. خربزه هرچقدر هم شیرین باشد، فقط آب است."

آن روز دو دوست خشتمال به جای نان، خربزه خوردند و تا عصر با قار و قور شکم و گرسنگی به کارشان ادامه دادند. از آن پس، هر وقت بخواهند از اهمیت چیزی و درمقابل، بی اهمیت بودن چیز دیگری حرف بزنند، می‌گویند: " فکر نان کن که خربزه آب است ".

نتیجه:80 میلیون ایرانی نان می خواهند چون خربزه فقط آب است و شکم کسی را سیر نمی کند پس فکر نان باشیم نه افزایش جمعیت-چون جمعیت همه دندان دارند و نان می خواهند به امید روزی که بر سر همه سفره ها نان ببینیم و آقای نان دیگر طلای 18 عیار نباشد.لبخند




تاريخ : ۱۳٩۳/۱٠/٦ | ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ | نویسنده : شیوا | نظرات ()

 منو سر لج ننداز میرم زن میگیرم
--------------------------------------------
یک عمر این دیار را با هنر خود گرم و روشن داشت؛
کودکی ایرانیان با صدای روباه مکار در پینوکیو (با صدا پیشگی مرتضی احمدی ) خاطره دارد؛
برای جوانی شان ترانه های قدیم تهران را خواند که از یاد نبرند فرهنگ شفاهی شان را: ...
ترانه منو سر لج ننداز میرم زن میگیرم
خدا رحمتش کند که جایش همیشه سبز میماند

مرتضی احمدی (متولد10 آبان1303، درگذشتهٔ 30 آذر 1393 تهران) بازیگر سینما و تلویزیون، صداپیشه و خواننده اهل ایران بود.
از جمله فعالیت‌های دیگر مرتضی احمدی گردآوری و نگارش فرهنگ عامیانه (فولکلور) تهران است. او در این زمینه کتاب‌های: (کهنه‌های همیشه نو)، (فرهنگ بر و بچه‌های تِرون)، و (پرسه در احوالات تِرون و تِرونیا) را تألیف کرده است.
علاوه بر تألیفاتش در حوزه فرهنگ نویسی، او برخی از قدیمی‌ترین ترانه‌های کوچه‌بازاری تهران را به صورت (ضربی خوانی) بازخوانی کرده است.
وی به‌دلیل مشکلات ریوی، در30آذر 1393 در سن90 سالگی در منزلش درگذشت.

حتما کارتون زیبای پینوکیو را به یاد می آوریدقلبدوبله صدای شخصیت روباه مکار کار جاودانه مرحوم مرتضی احمدی می باشد صدایی که همیشه ماندگار خواهد ماند تا ابد

و این هم متن ترانه منو سرلج ننداز میرم زن میگیرم

منو سر لج ننداز، می‌رم زن می‌گیرم
چی گفتی؟
این ور، اون ورم ننداز، می‌رم زن می‌گیرم
چی گفتی؟
قر تو کمرم ننداز، می‌رم زن می‌گیرم
خنده به لبم ننداز، می‌رم زن می‌گیرم
کاری به دستم ننداز، می‌رم زن می‌گیرم
گریه تو چشم ننداز می‌رم زن می‌گیرم
حرف تو گوشم ننداز، می‌رم زن می‌گیرم
غم تو دلم ننداز، می‌رم زن می‌گیرم
پایین و بالام ننداز، می‌رم زن می‌گیرم
درد تو پاهام ننداز، می‌رم زن می‌گیرم
غصه تو سینه‌ام ننداز، می‌رم زن می‌گیرم
. . .
داد سرم نزن، سرم درد گرفت
درد گرفت، درد گرفت، سخت و سفت
. . .
من اگه برم زن بگیرم، شرط و شروطی داره
من اگه برم زن بگیرم، راه و رسومی داره
من اگه برم زن بگیرم، قول و قراری داره
من اگه برم زن بگیرم، قرار و مداری داره
من اگه برم زن بگیرم، سؤال و جوابی داره
من اگه برم زن بگیرم، حساب و کتابی داره
من اگه برم زن بگیرم، چون و چرایی داره
من اگه برم زن بگیرم، برو و بیایی داره
من اگه برم زن بگیرم، گفت و شنودی داره
من اگه برم زن بگیرم، بگو و مگویی داره
شرق و شروق، شق شق
ترق و تروق، تق تق
. . .
سواد می‌خواد، من که سواد ندارم
کفش می‌خواد، لباس می‌‌خواد، ندارم
تربیت و شعور می‌خواد، ندارم
سیم و زر و زور می‌خواد، ندارم
فهم می‌خواد، کمال می‌خواد، ندارم
جمال بی‌مثال می‌خواد، ندارم
قالی و قالیچه می‌خواد، ندارم، خدا جون
واسه سر عقد، خنچه می‌خواد، ندارم، خدا جون
دختره رونما می‌خواد، ندارم
زیرلفظی طلا می‌خواد، ندارم
چادر و روسری می‌خواد، ندارم
مطرب و انتری می‌خواد، ندارم
شلیته و شلوار می‌خواد، ندارم
صد تا شتر بار می‌خواد، ندارم
خونه می‌خواد، مهریه‌ی کلون می‌خواد
آینه می‌خواد، شمعدون می‌خواد
شیر بهای نقد می‌خواد
شربت و شیرینی می‌خواد
یه جشن اعیونی می‌خواد
مهمون و مهمونی می‌خواد
ندارم، ندارم، ندارم!
 خدا جون! ندارم! ندارم!
. . .
پس حالا که چنینه
درد بی‌درمون من، دوا و درمون نمی‌شه
سوغات شهر فرنگ، زیرۀ کرمون نمی‌شه
تخته نمد به مولا، قالی کاشون نمی‌شه
یه خروار، مَن نمی‌شه
تاریکی، روشن نمی‌شه
من که ز مال دنیا، یک عباسی ندارم
بهتره زن نگیرم
نه از شما، نه از خودم، رودرواسی ندارم
بهتره زن نگیرم، نگیرم، نگیرم!
بِرَم، بِرَم که لیلی مجنون نمی‌شه
یک متر دبیت مشکی، واسه فاطی تنبون نمی‌شه
متن این ترانه احتیاج به هیچ توضیح اضافه ندارد و حرف این «ضربی»، که یقیناً هفتاد سالی قدمت دارد، به نحوی برای ما امروزی‌ها آشنا است و جملاتش را کم و بیش از جوانان دور و اطراف‌مان می‌شنویم.با برداشتن میم مشکلات تبدیل به شکلات نشده است با گران شدن آقای نان طلای 18 عیار و افزایش نیافتن حقوق کارمندان و کارگران اگر هفتادهزار میم هم از جلوی مشکلات برداریم باز هم تبدیل به شکلات نخواهد شدنیشخندمیم مثل مشکلات همچنان باقی ایست و مانع بزرگی برای ازدواج جوانان-حتی اگر هزاران بار هم لج کنند می ترسند زن بگیرند.لبخند


تاريخ : ۱۳٩۳/٩/۳٠ | ۱:٤۸ ‎ب.ظ | نویسنده : شیوا | نظرات ()
  • بک لینک | میله