یادش بخیر وقتی بچه بودیم چقدر بازی کلاغ پر را دوست داشتیم کلاغ پر-گنجشک پر-پروانه پر-خودم پر-شما پرچشمکلبخند

اینگونه به من نگاه نکنید در بزرگسالی هم لازم است به سبک جدید بازی کلاغ پر کرد و قاه قاه حندید-کینه پر- غم و اندوه پر- شکست عشقی و عاطفی پر-خیانت همسر پر- مشکلات زندگی پر

حالا این بازی کلاغ پر چه فایده ای دارد؟!یافته های جدید محققان شواهد علمی را ارائه کرده که نشان می دهند قلب زنها بسیار سریع تر و ساده تر از مردها می شکند.به پدیده شکسته شدن قلب -سندرم قلب شکسته می گویند میزان ابتلای زنان به «سندرم قلب شکسته» 7 تا 9 برابر مردان است، وضعیتی که در پی وارد شدن فشار عصبی طولانی در اثر شکست سخت عاطفی و یا از دست دادن یکی از عزیزان ایجاد شده و می تواند نشانه هایی مانند حمله یا اختلال قلبی را در زنان ایجاد کند.

داستان کاترین و آرزوی مادر شدن او

کاترین همیشه آرزوی مادر شدن داشت بنابراین وقتی متوجه شد باردار است به همراه همسرش جشن باشکوهی برگزار کردند. آنها مدت‌ها بود منتظر چنین روزی بودند اما درست 12 روز قبل از زایمان، پزشکان نسبت به زنده بودن جنین شک کردند و بعد از معاینه متوجه شدند جنین مرده است. چند ساعت بعد از اینکه جسم بی‌جان کودک تحویل کاترین شد، او غش کرد و افتاد و این در حالی بود که هیچ مشکل جسمی برای کاترین پیش نیامده بود. پزشکان بعد از معاینه او متوجه شدند که او دچار سندرم قلب شکسته شده است. در این وضعیت قلب واقعا نمی‌شکند بلکه دچار ضعف عضلانی و عملکردی می‌شود و حالتی مانند سکته قلبی را تجربه می‌کند. دلیل این اتفاق هم ناراحتی، دلتنگی و شکست‌های عاطفی و حتی کاری می‌تواند باشد.
 
موارد دیگر سندرم قلب شکسته

حتما داستان‌های عاشقانه تراژیک را شنیده‌اید؛ داستان‌هایی مانند خانمی که بعد از خواندن نامه خداحافظی نامزدش به زمین افتاده و دیگر بلند نشده یا داستان مادری که بعد از مرگ دخترش در اثر یک تصادف دچار شوک شده است. در واقع نام این سندرم برای اولین‌بار در سال 1991 با عنوان «تاکوتسوکاردیوپاتی» توسط پزشکان ژاپنی معرفی شد. تاکوتسو به معنی ظرفی است که ژاپنی‌ها در آن ماهی می‌ریزند و کاردیوپاتی به معنی ماهیچه قلب است.
چه اتفاقی می‌افتد؟

مغز،‌ دستگاه عصبی و قلب انسان با یکدیگر مرتب هستند. بنابراین زمانی که عواملی مانند استرس،‌ ترس یا ناراحتی ایجاد می‌شود هورمون‌هایی که ترشح می‌شوند بدن را هیجانی کرده و ضربان قلب را بالا می‌برند. وقتی به طور ناگهانی مقدار زیادی از این هورمون‌‌ها ترشح شود می‌تواند قلب را شوکه کند. به این ترتیب عضلات قلب ضعیف شده و نمی‌توانند خون کافی را به مغز پمپاژ کنند و این حالت با نوع معمول نارسایی قلبی که در آن خون کافی به قلب نمی‌رسد، متفاوت است. به نظر می‌رسد در این سندرم هورمون‌های استرس بر قلب تاثیر زیادی داشته باشند. در اصل در این بیماری هیچ شریانی مسدود نمی‌شود.

پس کلاغ پر جنس مخالف بیوفا  هم پرچشمکاگر مشکل شما مرگ همسر یا فرزند است این قانون طبیعت است به 4 فصل سال نگاه کنید مرگ و تولد را به وضوح ببینید انسان هم جزئی از طبیعت است پس غم و غصه بخاطر مرگ هم پر-اگر مشکل نازائی دارید سری به پرورشگاهها بزنید کودکان معصومی که چشم انتظار شما عزیزان هستند-اگر بانوئی زشت هستید و بخاطر قیافه خود غصه می خورید بدانید و آگاه باشید که قیافه ظاهری انسانها هرگز پایدار نخواهد ماند عواملی مانند پیری -تصادفات رانندگی-آتش سوزی و هزاران حادثه دیگر باعث از دست رفتن صورت زیبا خواهند شد پس حسادت و غصه بخاطر قیافه هم پرلبخنددر ضمن علم هم پیشرفت کرده اگر مشکلتان خیلی خیلی حاد است می توانید عمل جراحی زیبائی انجام دهید ولی غم و اندوه و سندرم قلب شکسته پرلبخنداگر دانشگاه قبول نشدید دنیا به آخر نرسیده لیسانسه ها هم بیکارند پس غصه ممنوع -اگر بخاطر چاقی و اندام زشت خود غصه می خورید لاغر شدن اصلا رویا نیست با کمی همت و ورزش می توانید تبدیل به مانکن زیبا و کمرباریک شوید-اگر ترشیده شدید از سن ازدواجتان گذشته هیچ خواستگاری هم ندارید باز هم ناراحت نباشید الکی غصه نخورید مطمئن باشید مردان ترشیده و بی زن هم کم نیستند فقط همت می خواهد که آنان را پیدا کنیدخندهکمی به آمار طلاق ها نگاه کنید اینهمه مرد مطلقه وجود دارد سندرم قلب شکسته چرا عزیزم؟کمی به قبرستانها تشریف ببرید چه بسیار مردانی که همسرانشان فوت شده و بیوه مانده اند خب همه اینها به دنبال یک زن یا دختر خواهند بود بهتر نیست بجای غصه خوردن اعتماد به نفس خود را بالا ببرید ؟چشمکشما یک زن هستید یک دختر هستید مردها همیشه به شما نیازمندند کمی تاریخ بخوانید چه جنگها و کشتارهائی که مردان بخاطر زنان انجام ندادند پس دختران ترشیده هم نباید به سندرم قلب شکسته مبتلا شوند چون در هر سنی می توان ازدواج کرد فقط باید زیبا بود سن یک عدد است چه بسیار دختران جوانی که از غصه و ناراحتی بسیار خیلی بیشتر از سنشان به نظر می رسند بنابرین شاد باشید از انواع ماسکهای زیبائی طبیعی برای پوست و موی خود استفاده کنید هرگز هم چاق نشوید ادب و وقار و متانت خود را حفظ کنید همواره آرام باشید مطمئن باشید آرامش برای شما زیبائی و جذابیت به همراه می آورد و بالاخره شما هم روزی ازدواج خواهید کرد پس غم و غصه بخاطر دیر ازدواج کردن هم پرلبخند

علائم سندرم قلب شکسته

علائم سندرم قلب شکننده می‌تواند مانند حمله قلبی باشد. علائم این بیماری می‌تواند شامل درد قفسه سینه، تنگی نفس، ضربان قلب نامنظم و ضعف عمومی باشد.  هرگونه درد طولانی‌مدت یا درد قفسه سینه می‌تواند نشانه حمله قلبی باشد بنابراین مهم است که جدی گرفته شود. در صورتی که فرد تجربه درد قفسه سینه داشته باشد باید هرچه زودتر به پزشک مراجعه کند همچنین در صورتی که فرد موقعیت استرس‌زایی را تجربه کرده باشد باید پزشک را در جریان قرار دهد.

درمان سندرم قلب شکسته

به دلیل تحقیقات ناکافی در این زمینه هنوز راه درمان مشخصی برای آن به اثبات نرسیده است اما چیزی که مهم است این است که باید این بیماری را از حمله قلبی جدا کرد. بیشتر افراد خود به خود بهبود می‌یابند ولی پزشک ممکن است داروهای گشاد کننده عروق (یا بتابلاکر) تجویز کند.  در مجموع درمان این حالت هم مشابه برخی مشکلات قلبی دیگر است. اما در مورد تجویز دارو پس از برطرف شدن شوک اولیه اختلاف نظر وجود دارد. تحقیقات فعلی ثابت نکرده داروهای معمول قلبی می‌تواند پس از برطرف شدن شوک اولیه عملکرد قلب و سرعت بهبود یافتن آن را تسریع کند.

نظر شیوا در مورد درمان سندرم قلب شکسته

داشتن یک سنگ صبور و دوست خوب و بامعرفت قلب انسان را از غم و اندوه خالی می کند

امیدوارم بانوان زیبای کشورم هرگز مبتلا به سندرم قلب شکسته نشوند و در مواجهه با مشکلات بازی کلاغ پر را هرگز از یاد نبرندچشمکروزگارتان آرام



تاريخ : ۱۳٩۳/۸/۳٠ | ۱۱:۳۱ ‎ق.ظ | نویسنده : شیوا | نظرات ()

 

مرتضی پاشایی خواننده، نوازنده و آهنگساز پاپ ایرانی  امروز در سن 30 سالگی درگذشت .او در 13 آبان 1393 به علت شرایط وخیم بیماری سرطان در بیمارستان بهمن تهران بستری شد. و پس از ده روز در بامداد آدینه بیست و سوم آبان در همان بیمارستان از دنیا رفت.

 کارشناسان او را از پیروان سبک شادمهر عقیلی و محسن یگانه می‌دانند.

ترانهٔ «یکی هست» از کارهای شاخص پاشایی است که به عنوان تیتراژ برنامهٔ تلویزیونی ماه عسل از تلویزیون  پخش شد. پاشایی ترانهٔ «عصر پاییزی» را برای مجموعهٔ تلویزیونی به همان نام ساخته بود که هیچگاه از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران اجازهٔ پخش نگرفت.روح مرتضی پاشائی شاد و یادش همیشه سبز باد خیلی زود غروب کرد.ناراحت

 

این پست را تقدیم می کنم به پدر و مادر مرتضی پاشائی عزیز و همچنین تقدیم می کنم به بانو ترمه عزیز و مهربان مدیر وبلاگ ردپای دریا که چند ماه قبل فرزندشان را از دست دادند.

داستان شمع خاموش

مردی  دختر سه ساله اش را بسیار دوست می داشت.


دخترک به بیماری سختی مبتلا شد.پدر به هر دری زد تا کودک


سلامتیش را دوباره به دست بیاورد هر چه پول داشت برای درمان او خرج کرد ولی بیماری جان دخترک را گرفت و او از دنیا رفت.......ناراحت

آن مرد در خانه  را بست و گوشه گیر شد.با هیچ کس صحبت


نمی کرد و سر کار نمی رفت.دوستان و آشنایان خیلی سعی کردند تا او را به زندگی عادی برگردانند ولی موفق نشدند.

 شبی پدر رویای عجیبی دید. او در خواب دید که در بهشت حضور دارد و صف منظمی ازفرشتگان کوچک در جاده ای طلایی به سوی کاخی مجلل در حرکت هستند.

 هر فرشته شمعی در دست داشت و شمع همه فرشتگان


به جز یکی روشن بود.


آن مرد وقتی جلوتر رفت دید فرشته ای که شمعش خاموش است همان دختر خود اوست.


پدر فرشته غمگینش را در آغوش گرفت و او را نوازش داد از او


پرسید:دلبندم چرا غمگینی؟چرا شمع تو خاموش است؟ 

 دخترک به پدرش گفت:بابا جان هر وقت شمع من روشن می شود اشک های توآن را خاموش می کند و هر وقت تو .....


دلتنگ می شوی من هم غمگین می شوم. 

 پدر در حالی که اشک در چشمانش حلقه زده بود از خواب پرید.

 اشکهایش را پاک کرد انزوا را رها کرد و به زندگی عادی خود باز گشت.

شیوا نوشت: اینجا دنیای مجازی است ولی خدا می داند قلب شیوا هرگز مجازی نبوده و نخواهد بود غم از دست دادن فرزند چه سخت و جانکاه است و درک این فقدان برای کسی که مادر نیست ملموس نیست ولی لطفا شمع فرشته های خود را با اشک های خود خاموش نکنید کودکان سرطانی و بی سرپرستی هستند که هنوز زنده اند و نیازمند دستان پرمهر شما عزیزان هستند کاش با روشن کردن قلب این عزیزان دستان فرزند از دست رفته تان را پر از شمعهای زیبا و نورانی کنید.

پدر و مادر مرتضی پاشائی کربلا رفته بودند و برای سلامتی فرزندشان دعا کردند خود مرتضی هم تا آخرین لحظه با بیماری اش جنگید ولی مرگ دست خداست انسانهای کوته فکری را می بینم که با شرکت در کلاسهای یوگا و خودهیپنوتیزم احساس غرور و قدرت می کنند فکر می کنند که انسان موجود برتر است و قدرت خدائی دارد ولی کدامیک از آنان می توانند جلوی مرگ خود را بگیرند ؟!کاش می فهمیدند به نظرم یوگا عرفان نیست فقط یک ورزش است انسان زمانی به مرز عرفان و خداشناسی می رسد که خدا را قدرت مطلق ببیند نه خود را- زندگی نعمتی است که خداوند به ما بخشیده بیائید با خدا آشتی کنیم به او لبخند بزنیم با او یک فنجان چای بنوشیم با کمک و یاری به بندگانش لبخند او را ببینیم با آزار و اذیت بندگانش خانه خدا را که قلب ما انسانهاست مانند سپاه ابرهه ویران نکنیم میزبان خوبی باشیم مهربان و خوش اخلاق باشیم تا خدا همیشه میهمان خانه قلبمان باشد و با ما هر روز یک فنجان چای بنوشد.روح مرتضی پاشائی عزیز و همچنین روح فرزند ترمه خانم عزیز دوست وبلاگی مان شاد و یادشان همواره سبز باد امیدوارم شمع آن عزیزان  از دست رفته هرگز خاموش نشود.آمین



تاريخ : ۱۳٩۳/۸/٢۳ | ٢:۱٠ ‎ب.ظ | نویسنده : شیوا | نظرات ()

شاهنامه فردوسی که یک منظومه حماسی است تنها مجموعه ای از افسانه ها و اسطوره ها در تاریخ ایران نیست بلکه شاهنامه شناسنامه سرزمین ماست.شاهنامه همچون دریاست و داستان سیاوش بی تردید رود خروشانی از آن دریاست.

"شکارگاه"

روزی طوس، سپهسالار ایران، با گیو و گودرز و چند تن از سواران ایرانی، از درگاه شاه به دشت «دغوی» که به مرز توران نزدیک بود، به شکار گورخر رفتند و به اندازه غذای چهل روز شکار کردند. طوس و گیو، به سوی دشتی خرّم و در مرز توران، همچنان به پیش می‌رفتند که در آنجا زن زیبارویی را یافتند و شادمانه به سوی او شتافتند:

 

 

به دیدار او در زمانه نبود         ز خوبی بر او بر، بهانه نبود

 

 

 

طوس، از نام و نژاد آن زن پرسید و زن پاسخ داد که من از خاندان افراسیابم. دیشب پدرم که مست بود، مرا کتک زد و می‌خواست مرا بکشد که من خانه را رها کردم و گریختم و اسبم در راه بماند و پیاده به راه افتادم و دزدان نیز جواهر و تاج زرّین مرا، از من ربودند:

 

 

 

بی اندازه زرّ و گهر داشتم          به سر بر، یکی تاج زر داشتم

 

بر آن برز بالا ز من بستدند          نیام یکی تیغ بر من زدند

 

 

 

چو هشیار گردد پدر، بی‌گُمان          سواران فرستد پس ِ من دمان

 

 

 

پهلوانان، دل‌باخته او شدند و بر سر این که کدام یک، نخست او را دیده است، با هم به گفت و گو و مشاجره پرداختند: طوس گفت: نخست من او را یافتم و گیو بر آن بود که اسب وی زودتر به آن زن رسیده است و آن زن، از  آن اوست و جدال و سخن آنها به درازا کشید که یکی از دلاوران به میان آمد و گفت او را با خود به نزد شاه ایران ببرید و هر چه را او گفت، بپذیرید :

 

 

 

که این را برِ شاه ایران برید         بر آن، کو نهد، هر دو فرمان برید

 

 

 

پهلوانان و زن زیبا، به نزد کاووس شتافتند و داستان خود را با او در میان نهادند، امّا کاووس آن زن را نه به طوس داد و نه به گیو و او را به همسری خود در آورد:

 

 

 

به هر دو سپهبد، چنین گفت شاه          که کوتاه شد بر شما رنج راه

 

گوزن است اگر آهوی دلبر است          شکاری چنین در خور مهتر است

 

به مُشکوی زرّینمن بایدش         سر ماه‌رویان کنم، شایدش

 

بت اندر شبستان فرستاد شاه          بفرمود تا بر نشیند به گاه

 

 

"کودکی سیاوش"

روزگار سپری شد و از آن زن زیبا پسری ماه روی بوجود آمد که با نگاهش سرود زیبای عشق را زمزمه می کرد.کاووس شاه نام او را سیاوخش یا سیاوش(به معنی دارنده اسب سیاه) نهاد.سیاوش کودکی بیش نبود که  پدرش او را نزد رستم -پهلوان نامدار ایرانی- به زابل فرستاد تا به سیاوش رسم پهلوانی فرهیختگی و رزم آموزد.

"بازگشت سیاوش نزد پدر"

روزگار سپری شد و سیاوش به سن جوانی رسید پس به دربار کاووس شاه بازگشت. به مناسبت ورود سیاوش جشنی برپا کردند و پذیرایی خوبی از او به عمل آوردند.

"سیاوش و سودابه"

یکی از همسران کاووس شاه - سودابه دختر شاه هاماوران بود وقتی سیاوش وارد شبستان شد سودابه با دیدن زیبایی و کمال سیاوش عاشق او شد اما سیاوش که شرم و پاکدامنی آموخته بود تن به گناه نداد. کینه سیاوش در دل سودابه چنگ می زد .غرورش جریحه دار شده بود.پس درصدد انتقام برآمد و به سیاوش تهمت ناروا زد.

 Love



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۳/۸/٢٠ | ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ | نویسنده : شیوا | نظرات ()

آیا می دانستید نمایش تعزیه به نام ایران در یونسکو به ثبت جهانی رسید؟ تعزیه به عنوان یک آیین مذهبی ملی و به عنوان نمادی از فرهنگ ایرانی اسلامی بر محور مکتب اهل بیت (ع) به ثبت جهانی رسید.نمایش تعزیه از گذشته دور برای جهانگردان و ایران شناسان اروپایی حائز اهمیت بوده و در سفر نامه های خود به آن پرداخته اند.

تعزیه چیست؟تاریخچه تعزیه چیست؟

تعزیه ، نمایشی است که در آن واقعه کربلا توسط افرادی به صورت نمایش گونه نشان داده می‌شود.این نمایش نوعی نمایش مذهبی و سنتی ایرانی-شیعی و بیشتر دربارهٔ کشته‌شدن امام حسین (ع) و مصائب اهل بیت است.تعزیه (یا تعزیت) به معنی سوگواری، برپایی یادبود عزیزان از دست رفته، تسلیت است،  اما آنچه به عنوان تعزیه مشهور است گونه‌ای از نمایش مذهبی منظوم است که در آن عده‌ای اهل ذوق و کارآشنا در جریان سوگواری‌های ماه محرم  و برای نشان دادن ارادت و اخلاص به اهل بیت، طی مراسم خاصی بعضی از داستان‌های مربوط به واقعه کربلا  را پیش چشم تماشاچی‌ها بازآفرینی می‌کنند.در تعزیه چون اهمیت خواندن هنرمندانهٔ اشعار بیش از روش اجرا و نمایش واقعه‌هاست، آن را — در قیاس با روضه‌خوانی — تعزیه‌خوانی نیز گفته‌اند.

تاریخچه تعزیه

تاریخ پیدایش تعزیه به صورت دقیق معلوم نیست. برخی با باور به ایرانی‌بودن این نمایش آئینی، پیدایش آن را به ایران پیش از اسلام به پیشینهٔ سه‌هزارسالهٔ سوگ سیاوش پهلوان داستان‌های ملی ایران نسبت داده و این آیین را مایه و زمینه‌ساز شکل‌گیری آن دانسته‌اند.  ولی به گمان بسیاری، تعزیه — جدا از شباهت‌هایش با عزاداری‌های آئینی گذشته — شکل تکامل‌یافته‌تر و پیچیده‌تر سوگواری‌های سادهٔ شیعیان سده‌های نخستین برای کشته‌شدگان کربلا است.

اندیشه نوشت:حال که هنر نمایش تعزیه به نام ایران به شکوفایی رسیده و در یونسکو هم به ثبت جهانی رسیده است. قمه زنی برفرق سر خود و کودکان معصوم و بی گناه چرا؟کلافههر چیزی اصولی دارد لطفا کشور عزیزمان را در معرض بوق و کرنا و تمسخر رسانه های بیگانه قرار ندهید اصولی عزاداری کنید جاهلیت چرا؟؟؟؟!!!!سوال

ادامه تاریخچه تعزیه در ادامه مطلب...



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۳/۸/۸ | ٥:٤٧ ‎ب.ظ | نویسنده : شیوا | نظرات ()

بنی آدم اعضای یکدیگرند

اگر حضرت امیر المومنین(ع) در سال 1393 در اصفهان تشریف داشتند و خبر اسید پاشی به 4 خانم را میشنیدند ، عکس العملشان چه بود ؟ آیا براشون فرقی میکرد این بانوان محجبه باشند یا غیر محجبه ؟ آیا او نبود که در نامه حکومتی اش نوشت : "حق است مومن بمیرد که در بلاد اسلامی ، زیور از پای زنی یهودی خارج شود و او دفاعی از ان زن نکرده باشد"
خدایا من  هم یک دخترم حاضرم همه خنده هایم را نذرکنم تا دیگر شاهد حوادث اسیدپاشی روی صورت هیچ زن و دختری  نباشم وقتی خود را جای قربانیان اسیدپاشی می گذارم مانند منارجنبان اصفهان می لرزم -سالهاست در خیابانها دوربین هائی برای کشف جرائم و فساد کار گذاشته اند پس چرا هنگام اسیدپاشی بر صورت بانوان بیگناه کشورم در اصفهان -این دوربینها تصاویر مجرمان را ضبط نکردندناراحت-دلخراش بودن حادثه اسیدپاشی به زنان در اصفهان آن قدر هویداست که نیازی به تاکید و تایید ندارد، اما باید دید عملکرد  نماینده‌هایی که برای جمع‌آوری دیش‌های ماهواره و مبارزه با بدحجابی رگ غیرت‌شان جنبیده و در پیشنهادی شگفت‌آور، به دنبال باز کردن پای مدیران مجتمع‌های مسکونی به معرکه مجرم‌یابی و معرفی آنها هستند، پس از وقوع این حادثه  دردناک چقدر حساس شده‌اند؟!فرد یا افرادی با همدستی یکدیگر با انگیزه‌ای که هنوز نامشخص است و خبری از اطلاع‌رسانی دقیق در این باره نیست و تنها شایعاتی در شبکه‌های اجتماعی مبنی بر برخورد راکبان موتورسیکلت با بدحجاب‌ها مطرح بوده است، به چهره تعدادی از زنان اسید پاشیدند و فرار کردند.
با شنیدن این اخبار وحشتناک لرزه بر اندام منارجنبان اصفهان هم افتاد-اصفهان یک شهر تاریخی و توریستی می باشد از کشورهای خارجی توریستهائی که حجاب کاملی ندارند نیز به این شهر سفر می کنند.آیا این نامنی ها آنها را از سفر به اصفهان منصرف نمی کند؟آیا آن خواننده مشهوری که می گوید "دلم می خواد به اصفهان برگردم"آیا باز هم با وجود این ناامنی دوست دارد به اصفهان برگردد؟!آیا خانم کاترین اشتون که به اصفهان سفر کرده بود باز هم دوست دارد به این شهر زیبا سفر کند؟ شیوا هم عاشق اصفهان است عاشق درشکه سواری در میدان نقش جهان-عاشق دیدنی های تاریخی و مردمان خوب و مهربان اصفهان است اما او با همه شجاعتش جرات نمی کند به این شهر زیبا سفر کند.نگران

دلیل این اسیدپاشی را نمیدانم مصدومان حادثه می گویند کسی با ایشان خصومت شخصی نداشته پس علت چیست؟مردان موتورسواری که بر صورت زنان ماشین سوار بدون هیچ دلیلی اسید می پاشند آیا این موتورسواران بخاطر گران شدن قیمت خودرو و حسرت به دل ماندن- صورت این زنان بیچاره را به این شکل درآورده اند؟نیشخنداین موتورسواران چه کسانی بودند؟آیا از دارالمجانین فرار کرده بودند؟تعجبهدفشان چه بوده است؟عده ای می گویند بخاطر بدحجابی بوده استتعجب
مگر داعشیان جرات کرده اند که به ایران بیایند؟!تعجب
ننگ بر شما نامردان باد که مانند داعشیان نابکار اسید بر صورت زیبای دختران و زنان پاک میهن می پاشید  آیا بدحجابی را منکر می دانید؟می ترسید با دیدن تارهای موی سر یک زن به گناه بیفتید ؟شرم بر شما- میلیاردها غیرمسلمان و بدحجاب و بی حجاب در سراسر جهان زندگی می کنند مردان کشور آنان مرد نیستند و فقط شما داعشیان سگ صفت مرد هستید؟شرم بر شما-اگر تا این حد ضعیف هستید و مانند حیوانات زمام نفس خود را در اختیار ندارید اسید را در چشمان خود بریزید تا همگی به بهشت بروید بر صورت خواهران من اسید نپاشید....!

بدحجابی منکر است؟آیا بورسیه تقلبی و اختلاسهای کلان منکر نیست؟!آیا اعدام در ملاء عام و جلوی چشم کودکان معصوم و بیگناه منکر نیست؟!آیا دروغ و ریاکاری منکر نیست؟! غیبت و توهین و شکستن دل منکر نیست؟!آیا اسیدپاشی و محروم کردن یک انسان از شادی زندگی منکر نیست؟

  مردان سرافراز کشورم با قطره قطره خون خود از وجب وجب خاک میهن دفاع کردند تا بدست بیگانگان نیفتد از  جان خود گذشتند تا به حریم و نوامیس زنان و دختران میهن تجاوز نشود حال شما سگ صفتان بخاطر چند تار مو -بر صورت خواهران خود اسید می پاشید ؟عده ای هم می گویند این اسیدپاشی زنجیزه ای به دلیل بیماری روانی بوده هیچ می دانید چه بر سر زندگی آن زنان بی گناه آورده اید؟چرا صورت و قلب بانوان کشورم را زخمی کردید؟آن کودک بی گناه چه گناهی کرده که از دیدن لبخند مادرش محروم شده است؟ این داعشیان کیستند ؟دلیل این عمل حیوانی هر چه بوده اسیدپاشی یک عمل زشت و منفور و حیوانی و غیر قابل بخشش است.ما انسان هستیم بنی آدم اعضای یکدیگرند 4 بانوی ایرانی که روزی مثل ما سالم بودند حال روی تخت بیمارستان با وضع فجیعی بستری شده اند.ناراحت نیروی انتظامی محترم ما منتظریم هر چه زودتر این سگ صفتان انسان نما را دستگیر کنید-   آقای صدا و خانم سیمای عزیزم لطفا در این مورد اطلاع رسانی و شفاف سازی کنید ممکن است به کمک پزشکان عزیزمان صورت این عزیزان التیام یابد که البته هرگز مانند اول نخواهد شد ولی زخم دلشان هرگز التیام نخواهد یافت این مجرمان  اسید پاش را هر چه زودتر دستگیر کنید مجازاتشان کنید امنیت حق مسلم ما بانوان ایرانی است.



تاريخ : ۱۳٩۳/۸/۱ | ۱٠:٥٧ ‎ق.ظ | نویسنده : شیوا | نظرات ()

شاعر نتوان  گفت تو را بهرِ سخن *** بیهوده مگو تو با من ای زهر سخن

وبلاگ من هرگز جای مسائل پوچ و بی ارزش نیست ولی گاهی اگر پاسخ کسی را ندهیم و سکوت کنیم فکر می کند خدای ناکرده خداوند ما را از نعمت زبان محروم کردهلبخنددر طول این 3 سال مرا کم و بیش می شناسید همه کامنتها و انتقادها را اگر توهین نباشد با خونسردی و گذاشتن شکلک گل و لبخند پاسخ داده ام چندی پیش به وبلاگ شاعرعزیزی رفتم و از شعرش انتقاد کردم که متاسفانه به مذاق ایشان خوش نیامد و حتی در وبلاگشان  مرحمت فرموده از هنر شاعری خود نهایت استفاده را کرده و برایم یک پست گذاشتندلبخند

عزیزگرامی نه به آن شوری شور و نه به این بی نمکی!وبلاگنویسی یک ارزش است وقت انسانها باارزش است این اوج ناراحتی من از شماست یک ماه سکوت کردم جوابتان را ندادم تا قدری تفکر کنید اما دریغ از یک جرعه تفکر!دوستی انسانها ارزشمند است لطفا در عالم دوستی هرگز مانند ضرب المثل گاو نه من شیرده نباش آیا داستان این ضرب المثل را می دانی؟یکی بود یکی نبود گاو بزرگی در مزرعه ای زندگی می کرد هر روز نه من شیر می داد ولی با یک لگد به سطل شیر همه شیرها را میریخت و صاحبش را ناراحت می کرد.شاعر عزیز نه شعرهایت را می خواهم نه آزارهایت و کامنت های خصوصی ات رانیشخنداینجا دنیای مجازی ایست ولی قلب انسانها واقعی ایست.دل شکسته

 

ریشه ضرب المثل دو قرت و نیمش باقیه!
می گویند روزی حضرت سلیمان تمام حیوانات پرنده و درنده و خزنده را بارعام داد و سخنانی گفت و قصد کرد یک وعده به تمام جنبدگان غذا بدهد.

پیش از همه نهنگی سر از آب بیرون کرد و از سلیمان غذا خواست. به امر سلیمان لقمه ای در دهانش افکندند، بلعید و باز از سلیمان غذا خواست تا آن که تمام ماحضر را که برای تمام حیوانات آماده کرده بودند در دهانش ریختند و او بلعید ولی باز طالب غذا بود.

سلیمان از خوراک آن حیوان تعجب کرد و از او پرسید: خوراک تو در هر روز چقدر است؟.

نهنگ گفت: روزی «سه قرت» و تمام این غذاها که به من دادید نیم قرت بود و هنوز دو قرت و نیمم باقیست.

حالا حکایت من و این شاعر هم همین است گویا هنوز دو قرت و نیمش باقیستچشمکمن آزاد آفریده شدم حق دارم حرف بزنم انتقاد کنم اگر چیزی را دوست نداشته باشم خلاف عقل است بیهوده تمجید کنم حتی اگر دو قرت و نیمش هم باقی باشد یاد داستان  ضرب المثل کینه شتری افتادم داستانش را می دانید؟لبخند

ریشه ضرب المثل کینه شتری

انسان جایزالخطاست و از این رو بسیاری از اعمال و رفتار آدمی که ناشی از اشتباه یا علتش جهالت و جوانی باشد قابل عفوو بخشش است ولی بعضیها که لذت عفو را نچشیده اند در انتقام و کینه توزی چنان یکدنده و مقاوم هستند که به هیچ وجه حاضر نمی شوند ذره ای ازانتقامجویی خارج شوند
کینه توزی این گونه افراد لجوج و یکدنده درعرف اصطلاح به کینه شتری تعبیرشده است.
به طوری که تاکنون از لطف علمای حیوان شناسی مطالعه و تحقیق به عمل آمده شتر مهربانترین و قانعترین حیوان جهان شناخته شده است طاقت و توانایی این حیوان بارکش در برابر تشنگی و گرسنگی آن هم در بیابانهای بی کران و ریگزارهای سوزان واقعاً عجیب و شگفت انگیز است .
نکته بسیار شایان توجه در موضوع شتر آن است که این حیوان را شیوه راه رفتن می آموزند و قدوم آن را با صدایی آهنگ دار و موزون هدایت می کنند . شتر گامهای خود را با آهنگ نغمه منظم می کند و مطابق وزن صدا آرام یا تند حرکت می کند و نیز هنگامی که نمی خواهند در یک مسافت فوق العاده طولانی او را راه ببرند ساربانان آهنگ مطلوب حیوان را ترنم می کنند .
در عربستان شتر نر را لوک و شتر ماده را ناقه می گویند ولی در کویر ایران به ویژه در اطراف کاشان شتر نر را لوک و شتر ماده را ارونه و همچنین نوزاد ماده را مجی و نوزاد نر را هاشی می خوانند .
کینه شتری کینه پی گیری است که تاکنون سابقه نشان نداده که پذیرایی و ملاطفت مجدد ساربان بتواند آن را تعدیل نماید . شتر خشمگین همواره منتظر فرصت مناسب است که انتقامش را از ساربان  بگیرد . عجب در این است که شتر مست و دیوانه به ساربان مورد نظر هنگامی که در جمع قرار دارد هرگز حمله نمی کند . فقط نگاه خشم آلودش را که شراره انتقام از آن می بارد به چشمان آن ساربان می اندازد و با دهان کف آلود پیاپی نعره های چندش آور و هولناک سر می دهدشیطان زیرا شتر کینه توز در عین مستی و دیوانگی خوب احساس می کند که اگر در میان جمع به ساربانش حمله کند سایرین با چوب و چماق به جانش می افتند . وای به روزی که شتر مست و کینه توزآن فرصت مناسب را به چنگ آورد و ساربان مورد نظر را یکه و تنها در بیابان گیر بیاورد . البته ساربانان برای این طور مواقع راه چاره و علاجی اندیشیدند که به لیاقت و زرنگی آنان بستگی دارد . وقتی ساربان در بیابان مورد حمله شتر خشمگین قرار گرفت راه نجاتش این است که در حال فرار از شتر، لباسهایش را یکایک درآورد و به پشت سرش بیندازد . تعجب
در اینجاست که شتر گول می خورد و به جای ساربان که در حال فرار است لباسی را که جلویش افتاده به دندان می گیرد و تنه سنگین خود را روی آن می مالد .
سپس مجدداً با لنگهای درازش به تعقیب ساربان می پردازد و خود را به او می رساند . ساربان یک تکه دیگر از لباسهایش را می اندازد و خلاصه به این ترتیب تا آخرین تکه لباس خود را بیرون آورده در حال فرار جلوی شتر انتقامجو می اندازد . چنانچه تا زمانی که لباسهایش تمام شد توانست خود را به آبادی یا پناهگاهی برساند بدون شک نجات خواهد یافت وگرنه مرگش حتمی است آن هم چه مرگ فجیع و دلخراشی .

شیوا نوشت:شاعرعزیز(مخاطب خاص) لطفا از کینه شتری دست بردارید شیوا یک خانم است او نمی تواند مانند  داستان  کینه شتری و ساربان شتر با شما رفتار کند پس لطفا مانند شترکینه توز او را تعقیب نکن به وبلاگش نیا و برایش پیامهای خصوصی هم نگذار که ممنوع است.مژه



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٢٥ | ۱۱:۱٥ ‎ق.ظ | نویسنده : شیوا | نظرات ()

بعد از 3 بار گل چیدن و گلاب آوردن با اجازه بزرگترها "بله" هوراتشویق

ولی این پایان قصه نیست... جناب آقای داماد- امروز با لباس سفید عروسی کنار زیباترین سفره و خنچه عقد در کنار شما هستم و با هزاران امید و آرزو قدم به خانه شما می گذارم.من امروز زیباترین زن این مجلس هستم. و تو دستانم را می بوسی و زیبائی ام را تحسین می کنی.از خود راضیعزیزم من هرگز نمی خواهم برایت موجودی تکراری و بی ارزش شوم هرگز نمی توانم وجود زن دیگر را در قلب تو تحمل کنم.امروز پای سفره زیبای عقد با تو عهد می بندم در غم و شادی- فقر و ثروت و سلامتی و بیماری در کنارت باشم.

 

تو نیز با من پیمانی مردانه و راستین ببند که هرگز به من خیانت نکنی هرگز مرا با زنان دیگر و هنرپیشه های زیبا و خوش اندام فارسی1 مقایسه نکنی.سوگند یاد کن که هرگز زنان بی هویت و هرزه خیابان را به پاکی و نجابت من ترجیح نخواهی داد.با من بمان عزیزم. من امروز عروس تو چراغ خانه تو شده ام.

قناعت پیشه کن مبادا به چلچراغ بیندیشینیشخندچشمانت ضعیف خواهند شد.یولبا من مهربان باش به احساسات زنانه ام توجه کن.من بانوی ایرانی ام به من وفادار باش آنگاه خواهی دید که همه هستی ام را فدای تو خواهم کرد.

مقایسه چرا؟؟!!!سوالهنرپیشه های زن هالیوود و شبکه های ماهواره ای بدون آرایش و گریم- زشت ترین زنان دنیا هستند اگر بخواهی من هم مانند آنها گریم خواهم کرد آنگاه خواهی دید هزاران برابر زیباتر از آنان خواهم شد.از خود راضیولی عزیزم در آنصورت تو دیگر نمی توانی بعدازظهرها به استراحت و خواندن روزنامه بپردازی آنگاه ناچاری شغل دومی برگزینی تا هزینه های گزاف آرایشگاه و گریم و هزاران چهره شدن مرا بپردازیخندهآیا حاضری؟؟؟

داماد از ترس رفته گل بچینهنیشخند

شوهرعزیزم هرگز زیبایی و اندام مرا با جنیفر لوپز و آنجلینا جولی و سایر هنرپیشه ها مقایسه نکن.اگر بخواهی مانند آنان خوش اندام خواهم شد به شرط آنکه جنابعالی شبها نیز کار کنی تا من بتوانم با هزینه اش به بهترین باشگاهها -استخر و سونا و جکوزی بروم تا به هیکل و اندام رویائی تو دست یابم .خیال باطلبرای بار دوم آیا حاضری 24 ساعت در شبانه روز کار کنی تا شاهد زیبائی و هزار چهره شدنم مانند زنان هالیوودی باشی؟؟؟؟نیشخند

داماد بیچاره کم آورده سردرد گرفته بنابراین رفته گلاب بیارهخنده

عزیزم خیانت ممنوع - یک دل و دو دلبر ممنوع- عشق مثلثی ممنوع-همیشه وفادار و صادق باش تنوع طلبی ممنوع اگر بخواهی با گریم و هزینه های گزاف خود را به هزاران چهره تغییر خواهم داد حالا برای بار سوم اگر زن هالیوودی و زیبا می خواهی باید 24 ساعت شبانه روز کار کنی حاضری عزیزم؟؟؟

داماد بیچاره نگاهی به جیب خالی خود انداخت و آنگاه گفت:"بله"  یک تار موی بانوی نجیب و پاکدامن و عروس خانه ام را به هزاران زن هالیوودی و خیابانی نخواهم داد.

پیوندتان مبارک امیدوارم همه نوعروسان و آقادامادهای عزیز خوشبخت باشند.این پست تقدیم به مینا و همسرش محمدرضای عزیز-امیدوارم سالهای سال در کنار هم خوشبخت باشید.هوراتشویق

کجا با این عجله ؟ادامه مطلب  آئین همسرداری را هم بخوانیدچشمک



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۳/٧/۱٧ | ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ | نویسنده : شیوا | نظرات ()

پخش زنده مصاحبه با دو زن یک خانواده که به خاطر پوشش نامرسوم آنها که حتی چشم هایشان به خاطر حجاب سخت آنها دیده نمی شد، به سرعت در شبکه های اجتماعی جلب توجه کرد.

 تصور کنید که آن طفل معصوم که در بغل مادر است از خواب بیدار شود چقدر خواهد ترسید


به گزارش انصاف نیوز، در برنامه این هفته «زنده باد زندگی» با اجرای محمدجعفر خسروی که هدف این قسمت آن «ترویج سبک زندگی ایرانی اسلامی» عنوان شده بود، خانواده یک روحانی به نام محمد صادقی 43 ساله، شامل همسر، دختر و دامادش و نیز دو پسر کودک و یک نوه اش حضور داشتند.

زهرا، یکی از دختر خانواده در 12 سالگی عقد کرده و در 14 سالگی ازدواج کرده و 16 سالگی صاحب فرزند شده است. داماد خانواده نیز طلبه است و در بخشی از این برنامه شرکت کرد.

پوشش کامل سیاه رنگ همسر آقای صادقی و دخترش زهرا در این برنامه زنده تلویزیونی، بسیار جلب توجه کرد؛ حجاب مادر به گونه ای بود که چشم ها به سختی دیده می شد و نوک انگشت ها نیز پیدا بود. اما دختر او که دستکش سیاه در دست داشت، حتی چشمانش هم دیده نمیشد.

یکی از پرسش های مجری از صادقی، درباره تماشای تلویزیون در خانه بود که صادقی گفت تلویزیون نمی بینند، اما به جای آن از اینترنت استفاده می کنند.

 گفتنی است خانمی که در این برنامه با پوشیه حاضر شده بود در توحیه علمی کارش گفت: از چشمان مردان اشعه ای ساطع می شود که اگر به صورت زن بخورد پیری زودرس می آورد!تعجب

سخن شیوا با زن پوشیه پوش و بانوان ایرانی

بانوی پوشیه پوش اینجا ایران است عربستان نیست.نیشخندما بانوان ایرانی هستیم نه زنان داعشی! من شیوا یک دخترآریائی و ایرانی ام و در چشمان پدر و برادر خود نور عشق و زندگی را می بینم و هر روز زیباتر و شکوفاتر از قبل خواهم شد.من با گذاشتن پوشیه هرگز باعث رعب و وحشت هموطنان و فرزندانم نخواهم شد زن ایرانی لولو نیست.بازندهاو لباس مناسب زنان را می پوشد و در جامعه پا به پای مردان ظاهر می شود.من به حجاب رنگی و زیبای بانوان ایرانی احترام می گذارم چرا فقط مشکی؟! چه کسی گفته مشکی رنگ عشقه؟!خداوند مهربان جهان را رنگی آفریده نه فقط مشکی-مشکی رنگ پرهای کلاغ است رنگ سیاه نشانه غم و اندوه و عزاست .حجاب رنگی هم زیباتر است و هم در روحیه بانوان تاثیرزیباتری دارد 

 

واقعا زیباتر نیست؟

مطالعه شما اشتباه است علم درباره اشعه خطرناک چشم مردان نگفته بلکه درباره  رنگ سیاه در گرمای تابستان می گوید که این رنگ گرمای خورشید را به خود جذب می کند و باعث گرمای بیشتر می شود رنگ سیاه آمار گرمازدگی و هزینه دارو و درمان را بالا می بردنیشخندبانوی پوشیه پوش جالب است که شما  با این اعتقاد هرگز به چشمان همسر خود که او نیز یک مرد است نگاه نمی کنید که مبادا پیر و فرسوه شوید-نه عزیزم شیوا با صدای بلند می گوید نگاه کردن به چشمان همسر عشق می آفریند و عشق موجب جوانی و زیبائی می شود نه پیری!چشمها با یکدیگر سخن می گویند و در سکوت -واژه های عاشقانه رد و بدل می کنند.خداوندا بخاطر این نعمت بزرگ از تو سپاسگزاریم عزیزم  اشعه خورشید باعث پیری زودرس می شود نه اشعه چشم مردان

من از آقای ضرغامی رئیس سازمان صدا و سیما که از نظر من بزرگترین نهاد تاثیر گذار فرهنگی در کشور است سوالی دارم و آن اینکه واقعا جامعه آرمانی شما این است که همه زنان تمام قد مشکی پوش بشوند و در 12 سالگی ازدواج کنند؟ یعنی شما فرزندان خودتان را هم به همین شکل تربیت کرده اید؟!



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٧ | ٦:۳۸ ‎ب.ظ | نویسنده : شیوا | نظرات ()
  • قالب بلاگ اسکای | اس ام اس دون